اللّهُمَّ کُنْ لِوَلِیِّکَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُکَ عَلَیْهِ وَعَلى آبائِهِ فی هذِهِ السّاعَةِ وَفی کُلِّ ساعَةٍ وَلِیّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَلیلاً وَعَیْناً حَتّى تُسْکِنَهُ أَرْضَک َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فیها
 


          + عملیات رمضان

بنام خدا
پس از آزادی خرمشهر ، اقدامات نظامی ایران با عملیات رمضان در منطقه عمومی شرق بصره آغاز شد . هدف از این عملیات ، این بود که با حضور نیروهای نظامی ایران در پشت رودخانه اروند در شرق بصره و تسلط بر راه کارهای منتهی به شهر بندری بصره ، شرایط سیاسی و موقعیت نظامی مطلوب جمهوری اسلامی در جهت پذیرش شرایط ایران برای ختم جنگ فراهم آید و در صورت عدم تحول در مواضع شورای امنیت سازمان ملل ، شرایط برای ادامه نبرد با دشمن متجاوز ، اماده باشد . اما در این عملیات هدف های مورد نظر تحقق نیافت و در واقع ، این عملیات به دلیل عدم موفقیت در دستیابی به هدف ، به یک سلسله عملیات ( در 5 مرحله ) جهت فشار به دشمن تبدیل شد .


نقشه عملیات رمضان
 عملیات رمضان
رمز عملیات : یا صاحب الزمان (عج) ادرکنی
تاریخ عملیات : 22 تیر ماه 1361 - ساعت 21:30
محل عملیات : شرق بصره


محسن رضایی فرمانده سابق سپاه ، علل ناکامی در این عملیات را ناشی از وجود استحکامات دشمن به ویژه در جناح راست منطقه ( زنجیرة دژهای مثلثی ) ، افزایش توان اطلاعاتی عراق ، ایجاد یگان های جدید در ارتش عراق و عدم وجود اصل غافلگیری عنوان کرد . مهم ترین مانع مصنوعی در این عملیات ، وجود خاکریزهای مثلثی شکل بود که پیچیدگی های این سنگرها ، بسیاری از رزمندگان را در رسیدن به هدف دچار سردرگمی کرد . در عملیات رمضان بیش از هر عامل دیگر ، گرمای طاقت فرسای جنوب که در اواخر تیر و اوایل مردادماه به اوج خود می رسد ، موجب عدم موفقیت کامل رزمندگان شد . از نظر نظامی نیز کم توجهی به جناح شمالی ، موجب دور خوردن نیروها توسط یگان های زرهی دشمن شد ، در حالی که تا سقوط کامل مواضع نیروهای سپاه سوم ارتش عراق تنها یک قدم باقی بود و در صورت پیروزی در این عملیات ، تحولی بس بزرگ تر از فتح خرمشهر در صحنة جنگ پدید می آمد ولی رخنة عراقی ها در جناح راست ، وضعیت را دگرگون کرد و فرماندهان ایران مجبور شدند به پیشروی خود در جناح دیگر پایان داده به حفظ مواضع موجود بپردازند . ویژگی برجستة عملیات رمضان ، انهدام وسیع تانک ها و نفربرهای زرهی ارتش عراق بود که چنین میزان و گستردگی انهدامی در عملیات های قبلی سابقه نداشت .




یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: دوشنبه 24 تیر 1387::: ساعت 10:40 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

          + سفری بی بازگشت !


جاویدالاثر، حاج احمد متوسلیان

کاغذ در دست حاج احمد بود و گرمای لذت بخش دستهای او ،نامه را نوازش می‌داد. سفیر تقاضای دیدار با حاج احمد را کرده و او را به بیروت فرا خوانده بود. چهاردهم تیرماه 1361 بود. صبح زود همه آماده حرکت شدند. حاج احمد، آقا تقی «راننده»، کاردار سفارت و کاظم اخوان «عکاس». هر چه به حاجی اصرار کردیم که به جای او برویم قبول نکرد. می‌گفتند محله‌های سفارت نشین در محاصره اسراییلی‌هاست و ممکن است به سفارتخانه‌ها حمله کنند. حاج همت خیلی تقلا کرد، اما نتوانست حاجی را از رفتن منصرف کند. گویی به جایی فرا خوانده شده بود و به هیچ وجه قصد نداشت آن دعوت را رد کند. در پاسخ به اصرارهای ما گفت: «توکلتان به خدا باشد. هر چه مشیت خدا باشد، همان می‌شود. خدا نگهدارتان ...» خورشید پر توان تیر ماه به وسط آسمان رسیده و با تمام قوا نور می‌افشاند، حاج احمد زیر گوش آقا تقی گفت: «چیزی به اذان نمانده ما را جایی می‌رسانی که نماز بخوانیم؟» آقا تقی با شوخی گفت: «چشم قربان، الساعه.» کاردار سفارت سرش را از پنجره بیرون برد و گفت: «کمی جلوتر یک پست بازرسی است و بعد بیروت، دیگر راه زیادی نمانده، خدا کند اینها مزاحم نشوند.» کاظم در حالی که دوربینش را آماده می‌کرد، گفت: «از این تروریست‌ها هر کاری بر می‌آید.» ماشین به تابلوی ایست بازرسی رسید و توقف کرد. کاردار سفارت پیاده شد و سعی کرد که توضیح بدهد این یک ماموریت دیپلماتیک است اما بی فایده بود. هر چهار نفر را از ماشین پیاده کردند. پس از بازجویی بدنی آنها را مجبور کردند تا دستهایشان را روی سر بگذارند و به ستون یک به راه بیافتند. حاج احمد لبخند عجیبی به لب داشت، به تقاضایی که از خدا کرده بود فکر می کرد، به پیرمرد نورانی داخل حرم و به آرزویش که به تحقق می‌پیوست. او در دست شقی‌ترین آدم‌ها اسیر شده بود. عکاس دلش می‌خواست آن لحظه را ثبت کند اما دیگر نه فرصتی، نه دیداری و نه بازگشتی. دیگر هیچ کس آن قامت رشید را ندید.
                        
پی نوشت :
- بالاخره وبلاگ شلمچه بعد از مدتی وقفه بخاطر ادامه موج نگارش نامه ای به شهدا ، بروز شد و مثل همیشه منتظر نظرات و انتقادات شما دوستان عزیز می باشد .
- چهاردهم تیر ماه سالروز به اسارت درآمدن حاج احمد متوسلیان و همراهانش بوسیله مزدوران رژیم صهیونیستی در لبنان بود .
- علیرغم سپری شدن ربع قرن از در بند شدن چهار دیپلمات ایرانی و نقل و قول های ضد و نقیض از وضعیت آنان ، متأسفانه به دلیل ضعف دستگاه دیپلماسی کشورمان ، سرنوشت آن عزیزان همچنان در پرده ابهام می باشد .
- دوستانی که علاقمند به نگارش نامه ای به شهدا هستند می توانند خبر نگارش نامه خود را در پست قبلی اعلام تا نسبت به قراردادن لینک آن در وبلاگ اقدام شود .
- دوستان عزیز ! وبلاگ
غربت شلمچه با فعالیت دوباره وبلاگ شلمچه به کار خود ادامه خواهد داد و شما عزیزان می توانید از مطالب هر دو وبلاگ استفاده نمایید . لازم به ذکر است از این پس نظراتی که به موضوع مطلب مرتبط نباشد عمومی نخواهد شد و بصورت خصوصی باقی خواهد ماند .
- در خاتمه از همه شما دوستان در این ماه مبارک رجب التماس دعا دارم .



یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: شنبه 15 تیر 1387::: ساعت 11:31 عصر

نظرات دیگران ( نظر )

          + نامه ای به شهدا !

بنام خدا
سلام دوستان عزیز
سالگرد ارتحال ملکوتی معمار بزرگ انقلاب ، مقتدای شهیدان ، حضرت امام خمینی (ره) و شهادت جانسوز ام ابیها ، بی بی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت همه شما تسلیت عرض می نمایم .
 وبلاگ دوم شلمچه راه اندازی شد . گاهی وقتها بنا به دلایلی مطالب را
اینجا می نویسم . از جمله دلایلی که باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم استمرار برخی پستها می باشد نمونه آن طرح نامه ای به شهداست که تصمیم دارم آن را ادامه دهم . پس مثل قبل منتظر همراهی شما و بهره مندی از نظرات ارزشمندتان هستم .


************************************************************ 


شهدا شرمنده ایم


بنام خدا
می خواستم چیزی غیر از این مطلبی که خواهید خواند را در این پست بنویسم ولی نمی دونم چی شد که ناخودآگاه نظرم عوض شد و این مطلب را نوشتم .
خیلی وقته با خودم کلنجار می روم که درد دلی با شهدا داشته باشیم و به قول وبلاگ نویسها موجی راه بیاندازم با این موضوع که اگر تصمیم داشتید نامه ای به یک شهید بنویسید ، چه می نوشتید و با او چه می گفتید .
خیلی حرفها می شه با شهدا زد . از امروز خودمون بهشون بگیم ، اگرچه اونها حاضر و ناظرند ولی ما با گفتنمون به نوعی به آنچه که بر سر این کشور اومده و بخشی هم از این نابسامانیها به ما برمی گرده ، اعتراف می کنیم و لااقل می تونیم خودمونو سبک کنیم و از اونها حلالیت بطلبیم . از این همه قصوری که ماها (منظورم برجاماندگان از قافله شهداست ) داشتیم و داریم . از کوتاهی هایی که نسبت به نسل جوان داشتیم و داریم . ابراز شرمندگی از اینکه نتونستیم رسالت اونها را به نسل جدید منتقل کنیم و بشناسونیم . خجالت بکشیم از اینکه نتونستیم حتی یک نفر از جوونهای دور و بر خودمونو با فرهنگ شهادت و ایثار شهیدان آشنا کنیم . آری شهدا ما خیلی شرمنده ایم از اینکه با هم قول و قرارهای زیادی گذاشته بودیم ولی ما نتونستیم بهشون عمل کنیم . نمی دونیم چطور اظهار شرمندگی کنیم از اینکه عموهای خوبی برای فرزندانتون نیودیم . از اینکه بازماندگان شما را به فراموشی سپردیم و غرق در روزمرگی شدیم . واقعاً نمی دونم تو نامه به یک شهید چطور اظهار شرمندگی بکنیم تا حق مطلب ادا بشه !؟ حرف زیاده و فرصت اندک ، از این مجالی که فراهم شده استفاده می کنم و از همه دوستانی که علاقمند به نوشتن نامه به شهید هستند دعوت می کنم دست به قلم شوند. منتظر خبر نگارش نامه از جانب شما دوست عزیز هستم .

از همه شما خوبان التماس دعا دارم .
دعا کنید شرمنده شهدا نشویم .

(ضمناً لینک نامه ای نوشته شده را می توانید در پایین ببینید)

اولین نامه توسط خواهر فاطمه ایمانی مدیره محترمه وبلاگ پیاده تا عرش

دومین نامه توسط خواهر زهرا سادات مدیره محترمه وبلاگ پوتین خاکی

سومین نامه توسط برادر علیرضا ژیانپور مدیر محنرم وبلاگ فرشتگان رنجور

چهارمین نامه توسط مدیره محترمه وبلاگ یک قدم تا پشت خاکریز

نامه پنجم توسط منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت

ششمین نامه توسط برادر امیرحسین طلایی مدیر محترم وبلاگ گنبد افلاک

نامه هفتم توسط خواهر محبوبه داودی مدیره محترمه وبلاگ اولی الابصار

هشتمین نامه (قسمت اول ) توسط خواهر بزرگوارم سادات علوی

مدیره محترمه وبلاگ وزین سجاده ای پر از یاس

نامه بعدی توسط خواهر مینا مدیره محترمه وبلاگ پنجره

این هم نامه دهم توسط خواهر نیکا فکور مدیره محترمه وبلاگ تک ستاره

نامه برادر احمد اکرمی مدیر وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم

نامه دوازدهم توسط برادر علی یکتا مدیر محترم وبلاگ دنیای جوانی

این هم نامه ای متفاوت از برادر محمدصادق مدیر محترم وبلاگ آسمان سرخ 

نامه بعدی درد نامه برادر بزرگوارم محمدعلی مدیر محترم وبلاگ وزین ایران اسلام

این نامه هم توسط خواهر خادم الزهرا مدیره محترمه وبلاگ تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم

و نامه بعدی توسط خواهر منتظر نور313 مدیره محترمه وبلاگ گل نرگس ... مهدی فاطمه (س)

موجی مقدس ، نوشته ای متفاوت از برادر بزرگوارم حاج آقا خانگل زاده

مدیر محترم وبلاگ وزین شیعه مذهب برتر

این هم نامه وب سایت مسیحا برای شهدا توسط برادر امیرحسین فاطمی

نامه برادر یاسر علیدادی مدیر محترم وبلاگ عشق اشک خون برای دایی شهیدش

دل نوشته کنیز حضرت زهرا(س) مدیره محترمه وبلاگ حاج عبدالرضا هلالی

نامه ای زیبا از خانم ناظم ، مدیره محترمه وبلاگ نوشته های یک ناظم به شهید جهان آرا

نامه ی دیگری به شهید از وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم

نامه ای زیبا از برادر غلامعلی نسائـی مدیر محترم وب سایت آخرین دوران رنج

این هم دومین نامه منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت



یک بجامانده (وبلاگ شلمچه ) ::: جمعه 6 اردیبهشت 1387::: ساعت 11:0 عصر

نظرات دیگران ( نظر )