سفارش تبلیغ

ثبت شرکت
صبا
شلمچه
 
لینک دوستان

یکی از سئوالات مهمی که درباره شهید محمد بروجردی وجود دارد این است که چرا به شهید بروجردی مسیح کردستان می گویند؟

برای پاسخگویی بهتر به سوال ابتدا باید تاریخچه ای از فعالیتهای شهید محمد بروجردی در کردستان بیان شود. سردار شهید محمد بروجردی در سال 1333 در یکی از بخشهای شهرستان بروجرد به دنیا آمد. در 6 سالگی پدرش از دنیا رفت و بعد از حادثه وفات پدر به تهران مراجعت کرد و با توجه به سن کم در کنار تحصیل به کار نیز روی آورد. سردار بروجردی علاوه بر فعالیت های سیاسی و تبلیغاتی بر ضد رژیم شاه در سال 56 گروه توحیدی "صف" را با هدف فعالیتهای مسلحانه پدید آورد.

 

چرا به شهید بروجردی مسیح کردستان می گویند؟

ایشان همزمان با ورود امام خمینی; به امر شهید بهشتی و تحت نظارت شهید حاج مهدی عراقی گروه حفاظت از امام; را تشکیل داد و بعد از آن نیز یگان حفاظت از محل سکونت امام; در تهران را سازماندهی کرد علاوه بر فعالیت های فوق تأسیس یک ایستگاه تلویزیونی به نام ایستگاه انقلاب، پخش پیام ها و اعلامیه های امام شنود مکالمات توطئه گران دستگیری عوامل شکنجه و اختناق رژیم، جمع آوری اطلاعات و اسناد مربوط و همچنین سرپرستی زندانیان زندان اوین نیز از سوابق درخشان این سردار مجاهد بود. شهید بروجردی که ازپایه گذاران اصلی سپاه پاسداران بود با شروع غافله کردستان و فعالیتهای چرکهای فدایی خلق و حزب دموکرات، به کردستان رفت و به واسطه فعالیت های دلسوزانه خود آنقدر چنان محبوبیتی در بین مردم کردستان کرد که به او لقب مسیح کردستان دادند.
 
مقام معظم رهبری در بخشی از سخنانشان راجع به سردار شهید محمد بروجردی فرموده اند: «آن چیزی که من از شهید بروجردی احساس کردم و یک احترام عمیقی از او در دل من به وجود آورد، این بود که دیدم این برادر، با کمال متانت و با کمال نجابت، به چیزی که فکر می کند مسؤولیت و وظیفه است. من تصور می کنم روحیه آرامش و نداشتن حالت ستیزه جویی با دوستان و گذشت و حلم در قبال کسانی که تعارض های کاری با او داشتند، نشانه آن روح عرفانی شهید بود».

سردار شهید حاج ابراهیم همت، شش ماه پیش از شهادتش، درباره شهید محمد بروجردی گفته بود: «بروجردی شناخته نشد. نه بر ملت ایران و نه بر تاریخ ما شناخته نشده است. تصور من این است که زمان بسیاری باید سپری شود تا شناخته شود. شاید خون رنگین بروجردی، این بیداری را در ما به وجود بیاورد».

سردار شهید محمد بروجردی، در سال 1333 در یکی از بخش های شهرستان بروجرد دیده به جهان گشود. شش ساله بود که پدرش را از دست داد و گرد یتیمی بر چهره اش نشست. مهاجرت وی به یکی از محله های جنوبی تهران، آغاز دوران سخت کودکی اش به شمار می رفت تاروحش با حوادث تلخ روزگار صیقل خورده و بر پهنه دل های دوستانش، درخشیدنی از مِهر آغاز کند. از هفت سالگی در دو سنگر تلاش برای کسب معاش و کوشش برای کسب علم ودانش به زیبایی درخشید و شاگرد اول هر دو کلاس شد.
 
شکوفه های مبارزه


سردار شهید محمد بروجردی، در سال 1347 در حالی که چهارده سال بیش تر نداشت قدم به دنیای پر تب و تاب مبارزه گذاشت. اولین جرقه های مبارزه و قیام درزندگی او، در پای درس روحانی مبارز، حاج عبداللّه بوذری زده شد و برای اولین بار با شنیدن تفسیر قرآن و نهج البلاغه در محضر این روحانی بیدار و آگاه و مشاهده رساله امام، فهمید که مسیر زندگی اش را پیدا کرده است. شهید بروجردی خود از آن روزها چنین حکایت می کرد:«وقتی به این کلاس ها رفتم، قرآن را خواندم و مفهوم آیات آن را فهمیدم، چشم و گوشم روی خیلی مسائل باز شد. معنای طاغوت را فهمیدم. فهمیدم امام کیست و چرا او را از کشور تبعید کردند». چندی بعد، به وسیله همین روحانی مبارز، با یکی از مبارزان مشهور، شهید حاج مهدی عراقی آشنا شد. ایشان وی را با تشکیلات مکتبی هیأت های مؤتلفه اسلامی مرتبط ساخت و شهید بروجردی، پیک محرمانه حاج مهدی عراقی شد که با مهارت و شجاعت کتاب ها، نوارها و اعلامیه های امام خمینی رحمه الله را از جایی به جای دیگر منتقل می کرد.
 
گروه توحیدی صف


شهید محمد بروجردی، با درس هایی که از فعالیت های سیاسی و تبلیغاتی بر ضد رژیم شاه گرفت بود، به این نتیجه رسید که سرنگونی دیکتاتوری آمریکایی شاه،به تشکیل گروهی منسجم نیاز دارد. از این رو، در سال 1356 با رهبری و سازمان دهی خود، «گروه توحیدی صف» را با هدف فعالیت های مسلحانه پدید آورد و به صف دیگر گروه های مبارز و مسلح کشور پیوست. شهید بروجردی، نام گروه توحیدی صف را از آیه چهارم سوره مبارکه صف قرآن کریم گرفت که خداوند در آن می فرماید: «خداوند کسانی را دوست می دارد که در راه او پیکار می کنند؛ گویی بنایی آهنین اند». از این رو، این آیه، همواره بر روی تمام اطلاعیه ها و جزوه های این گروه به چاپ می رسید.
 
کمیته حفاظت

با اوج گیری روند انقلاب اسلامی در دوازدهم بهمن 1357 و هم زمان با ورود پیروزمندانه حضرت امام رحمه الله به ایران، به امر شهید بهشتی و با نظارت شهید حاج مهدی عراقی، مسؤولیت تشکیل و سرپرستی حفاظت از رهبر کبیر انقلاب به شهید بروجردی محول شد. این مسؤولیت در حالی به ایشان و گروهش محول گردید که سازمان منافقین خلق، از پاریس پیشنهاد حفاظت از امام را به خاطر بهره برداری های تبلیغاتی و سیاسی داده بودند، اما شهید بروجردی با دادن طرحی دقیق و مسلح کردن حدود چهار هزار نفر، موفق شد نظر مثبت اعضای شورای انقلاب را جلب کند. بدین ترتیب، آن ها با موفقیت تمام، در مسیر فرودگاه تا بهشت زهرا و از آن جا تامدرسه رفاه، با وجود سیل جمعیت و وجود عناصر ناپاک باقی مانده از رژیم منفور پهلوی، از امام محافظت کردند.
 
پس از آن هم شهید بروجردی، دست به کار تشکیل و سازمان دهی یگان حفاظت از محل سکونت امام در تهران گردید. ایستگاه انقلاب فعالیت های انقلابی شهید بروجردی پس از سرنگونی رژیم منحوس پهلوی وپیروزی انقلاب، دامنه گسترده تری پیدا کرد. وی که مسؤول حفاظت از محل سکونت امام بود، یک ایستگاه تلویزیونی راه اندازی کرد. که پیام ها و اعلامیه های لازم، از آن برای مردم پخش می شدو به «ایستگاه انقلاب» معروف گشت. هم چنین شهید بروجردی و یارانش، از راه شنود مکالمات، موفق شدند توطئه های بزرگی را در نطفه خفه کنند و در شناسایی و دستگیری عوامل شکنجه و اختناق رژیم و نیز جمع آوری اسناد و اطلاعات مربوط به آنان، نقش حساسی راایفا کنند که در ادامه این حرکت، مسؤولیت سرپرستی زندان اوین به عهده شهید بروجردی گذاشته شد.
 
تشکیل سپاه


شهید محمد بروجردی، از پایه گذاران اصلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی بود. با شروع غائله کردستان، گویی سرنوشت فرزند رشید خطه بروجرد، در عرصه ای دیگر رقم خورد؛ عرصه ای که در آن، از یک سو نبرد با چریک های فدایی و کوموله و حزب دموکرات و دیگر تجزیه طلبان بود و از سویی دیگر، خیانت عناصر خائن دولت بنی صدر و کارشکنی هایی که هر انسانی رااز ادامه کار مأیوس می کرد، انتظار شهید بروجردی را می کشید. اما درچنین شرایط وخیمی، شهید بروجردی مأیوس نشدو مصمم و قاطع، خردمندانه باتنگناها و معضلات برخورد می کرد و می کوشید با آگاهی دادن و بیدار ساختن مردم آن خطه، به کمک خود آن ها بر دشمن پیروز شود. مسیح کردستان با آغاز غائله کردستان، شهید محمد بروجردی، خدمت به مردم محروم این استان را بر عافیت نشینی ترجیح داد. او به سرعت راهی کوه های سرد و سر به فلک کشیده کردستان گردید و در جاده های پر پیچ و خم و در کمرکش کوه های آن، به قدری تلاش و مبارزه کرد و به قدری از جان مایه گذاشت که به بالاترین مقام دست یافت.
 
این مقام، نه فرماندهی سپاه غرب و نه جانشینی قرارگاه حمزه سیدالشهدا و نه پایه گذاری تیپ شهدا بود؛ بلکه والاترین مقام را مردم مظلوم و زجر کشیده دیار کردستان به او دادند و آن، لقب «مسیح کردستان» برای شهید بروجردی بود. چند قدم تا بهشت یکی از هم رزمان شهید بروجردی، در خاطره ای از این سردار شهید بیان داشته است: بعد از شهادت فرمانده، محور غرب، شهید ناصر کاظمی، شهید بروجردی که هیچ وقت لبخند از چهره اش محو نمی شد، کم تر لبخند به لب دیده می شد. یک روزکه خیلی در فکر بود، رو به من کرد و گفت: «خواب دیدم من و ناصر با هم درعملیاتی بودیم. داشتیم داخل یک شیار می دویدیم و منطقه پر از آتش بود.
 
ناصر با چالاکی جلوتر از من به سرعت می دوید. ناگهان شیار به یک جای بلندی می رسیدکه ناصر به راحتی گذشت و رد شد، اما من هر بار لیز می خوردم. یک دفعه ناصر دستم را گرفت و به سادگی مثل پرکاه مرا بالا کشید.وقتی بالا آمدم و تاریکی و ترسناکی پایین را دیدم، خدا را شکر کردم که آن جا نیستم. ان شاءاللّه من هم شهید می شوم». مدتی کوتاه پس از این ماجرا، ایشان که عمری در مبارزه بودند،در اول خرداد سال 1362، وقتی برای پاک سازی مهاباد راهی آن جا شده بود، در ساعت دوازده ظهر بر اثر انفجار مین در جاده مهاباد ـ نقده به شهادت رسیدند.

وصیت نامه شهید بروجردی

در بخشی از وصیت نامه خویش آورده است: «بسمه تعالی. پس از حمد خدا و طلب استغفار از او ـ که برگشت همه به سوی اوست ـ و درود بر محمد و آل محمد صلی الله علیه و آله و درود بر امام امت و همه شهیدان در طول تاریخ، از همه برادرانی که در طول عمرم با آن ها تماس داشته ام، طلب آمرزش می کنم. هر کس این وصیت نامه را می خواند، برایم طلب آمرزش کند؛ زیرا که من از این دنیا با کوله باری خالی می روم. والسلام. محمد بروجردی»


[ شنبه 94/3/2 ] [ 2:38 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند
عده‌ای « حسن‌القضا » را دیده‌اند
عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند
بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجیها بسیجی‌تر شدند
آی، بی‌جانها ! دلم را بشنوید
اندکی از حاصلم را بشنوید
تو چه می‌دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خویش، رقص مرگ را
تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست
بین ابروها رد قناصه چیست
تو چه می‌دانی سقوط « پاوه » را
« باکری » را « باقری » را « کاوه » را
هیچ می‌دانی « مریوان » چیست؟ هان !
هیچ می‌دانی که « چمران » کیست؟ هان !
هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست
هیچ می‌دانی « دوعیجی » در کجاست؟
این صدای بوستانی پرپر است
این زبان سرخ نسلی بی‌سر است
تو چه می‌دانی که جای ما کجاست
تو چه می‌دانی خدای ما کجاست
با همانهایم که در دین غش زدند
ریشه اسلام را آتش زدند
با همانها کز هوس آویختند
زهر در جام خمینی ریختند
پای خندقها احد را ساختند
خون‌فروشی کرده خود را ساختند
باش تا یادی از آن دیرین کنیم
تلخ آن ابریق را شیرین کنیم
با خمینی جلوه ما دیگر است
او هزاران روح در یک پیکر است
ما زشور عاشقی آکنده‌ایم
ما به گرمای خمینی زنده‌ایم
گرچه در رنجیم، در بندیم ما
زیر پای او دماوندیم ما
سینه پرآهیم، اما آهنی
نسل یوسفهای بی‌پیراهنیم
ما از این بحریم، پاروها کجاست؟
این نشان ! پس نوش داروها کجاست؟
ای بسیجیها زمان را باد برد
تیشه‌ها را آخرین فرهاد برد
من غرور آخرین پروانه‌ام
با تمام دردها هم خانه‌ام
ای عبور لحظه‌ها دیگر شوید !
ای تمام نخلها بی‌سر شوید !
ای غروب خاک را آموخته !
چفیه‌ها ! ای چفیه‌های سوخته !
ای زمین ! ای رملها، ای ماسه‌ها
ای تگرگ تق‌تق قناصه‌ها
جمعی از ما بارها سر داده‌ایم
عده ای از ما برادر داده‌ایم
ما از آتشپاره‌ها پر ساختیم
در دهان مرگ سنگر ساختیم
زنده‌های کمتر از مردارها !
با شما هستم، غنیمت‌خوارها !
بذر هفتاد و دو آفت در شما
بردگان سکه ! لعنت بر شما
بار دنیا کاسه خمر شماست
باز هم شیطان اولی‌الامر شماست
با همانهایم که بعد از آن ولی
شوکران کردند در کام علی
باز آیا استخوانی در گلوست؟
باز آیا خار در چشمان اوست؟
ای شکوه رفته امشب بازگرد !
این سکوت مرده را در هم نورد
از نسیم شادی یاران بگو !
از « شکست حصر آبادان » بگو !
از شکستن از گسستن از یقین
از شکوه فتح در « فتح‌المبین »
از « شلمچه »، « فاو » از « بستان » بگو
ای شکوه رفته ! از « مهران » بگو !
از همانهایی که سر بر در زدند
روی فرش خون خود پرپر زدند
پهلوانانی که سهرابی شدند
از پلنگانی که مهتابی شدند
ای جماعت ! جنگ یک آیینه است
هفته تاریخ را آدینه است
لحظه ای از این همیشه بگذرید
اندر این آیینه خود را بنگرید.
« محمد حسین جعفریان »


[ شنبه 87/6/23 ] [ 1:5 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

بنام خدا
سلام دوستان عزیز
سالگرد ارتحال ملکوتی معمار بزرگ انقلاب ، مقتدای شهیدان ، حضرت امام خمینی (ره) و شهادت جانسوز ام ابیها ، بی بی دو عالم ، حضرت فاطمه زهرا (س) را خدمت همه شما تسلیت عرض می نمایم .
 وبلاگ دوم شلمچه راه اندازی شد . گاهی وقتها بنا به دلایلی مطالب را
اینجا می نویسم . از جمله دلایلی که باعث شد تا این وبلاگ را ایجاد کنم استمرار برخی پستها می باشد نمونه آن طرح نامه ای به شهداست که تصمیم دارم آن را ادامه دهم . پس مثل قبل منتظر همراهی شما و بهره مندی از نظرات ارزشمندتان هستم .

************************************************************ 

شهدا شرمنده ایم

بنام خدا
می خواستم چیزی غیر از این مطلبی که خواهید خواند را در این پست بنویسم ولی نمی دونم چی شد که ناخودآگاه نظرم عوض شد و این مطلب را نوشتم .
خیلی وقته با خودم کلنجار می روم که درد دلی با شهدا داشته باشیم و به قول وبلاگ نویسها موجی راه بیاندازم با این موضوع که اگر تصمیم داشتید نامه ای به یک شهید بنویسید ، چه می نوشتید و با او چه می گفتید .
خیلی حرفها می شه با شهدا زد . از امروز خودمون بهشون بگیم ، اگرچه اونها حاضر و ناظرند ولی ما با گفتنمون به نوعی به آنچه که بر سر این کشور اومده و بخشی هم از این نابسامانیها به ما برمی گرده ، اعتراف می کنیم و لااقل می تونیم خودمونو سبک کنیم و از اونها حلالیت بطلبیم . از این همه قصوری که ماها (منظورم برجاماندگان از قافله شهداست ) داشتیم و داریم . از کوتاهی هایی که نسبت به نسل جوان داشتیم و داریم . ابراز شرمندگی از اینکه نتونستیم رسالت اونها را به نسل جدید منتقل کنیم و بشناسونیم . خجالت بکشیم از اینکه نتونستیم حتی یک نفر از جوونهای دور و بر خودمونو با فرهنگ شهادت و ایثار شهیدان آشنا کنیم . آری شهدا ما خیلی شرمنده ایم از اینکه با هم قول و قرارهای زیادی گذاشته بودیم ولی ما نتونستیم بهشون عمل کنیم . نمی دونیم چطور اظهار شرمندگی کنیم از اینکه عموهای خوبی برای فرزندانتون نیودیم . از اینکه بازماندگان شما را به فراموشی سپردیم و غرق در روزمرگی شدیم . واقعاً نمی دونم تو نامه به یک شهید چطور اظهار شرمندگی بکنیم تا حق مطلب ادا بشه !؟ حرف زیاده و فرصت اندک ، از این مجالی که فراهم شده استفاده می کنم و از همه دوستانی که علاقمند به نوشتن نامه به شهید هستند دعوت می کنم دست به قلم شوند. منتظر خبر نگارش نامه از جانب شما دوست عزیز هستم .
از همه شما خوبان التماس دعا دارم .
دعا کنید شرمنده شهدا نشویم .
(ضمناً لینک نامه ای نوشته شده را می توانید در پایین ببینید)
اولین نامه توسط خواهر فاطمه ایمانی مدیره محترمه وبلاگ پیاده تا عرش
دومین نامه توسط خواهر زهرا سادات مدیره محترمه وبلاگ پوتین خاکی
سومین نامه توسط برادر علیرضا ژیانپور مدیر محنرم وبلاگ فرشتگان رنجور
چهارمین نامه توسط مدیره محترمه وبلاگ یک قدم تا پشت خاکریز
نامه پنجم توسط منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت
ششمین نامه توسط برادر امیرحسین طلایی مدیر محترم وبلاگ گنبد افلاک
نامه هفتم توسط خواهر محبوبه داودی مدیره محترمه وبلاگ اولی الابصار
هشتمین نامه (قسمت اول ) توسط خواهر بزرگوارم سادات علوی
مدیره محترمه وبلاگ وزین سجاده ای پر از یاس
نامه بعدی توسط خواهر مینا مدیره محترمه وبلاگ پنجره
این هم نامه دهم توسط خواهر نیکا فکور مدیره محترمه وبلاگ تک ستاره
نامه برادر احمد اکرمی مدیر وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم
نامه دوازدهم توسط برادر علی یکتا مدیر محترم وبلاگ دنیای جوانی
این هم نامه ای متفاوت از برادر محمدصادق مدیر محترم وبلاگ آسمان سرخ 
نامه بعدی درد نامه برادر بزرگوارم محمدعلی مدیر محترم وبلاگ وزین ایران اسلام
این نامه هم توسط خواهر خادم الزهرا مدیره محترمه وبلاگ تمام آرزویم این است که خاک کوی تو باشم
و نامه بعدی توسط خواهر منتظر نور313 مدیره محترمه وبلاگ گل نرگس ... مهدی فاطمه (س)
موجی مقدس ، نوشته ای متفاوت از برادر بزرگوارم حاج آقا خانگل زاده
مدیر محترم وبلاگ وزین شیعه مذهب برتر
این هم نامه وب سایت مسیحا برای شهدا توسط برادر امیرحسین فاطمی
نامه برادر یاسر علیدادی مدیر محترم وبلاگ عشق اشک خون برای دایی شهیدش
دل نوشته کنیز حضرت زهرا(س) مدیره محترمه وبلاگ حاج عبدالرضا هلالی
نامه ای زیبا از خانم ناظم ، مدیره محترمه وبلاگ نوشته های یک ناظم به شهید جهان آرا
نامه ی دیگری به شهید از وبلاگ مبادا روی لاله ها پا گذاریم
نامه ای زیبا از برادر غلامعلی نسائـی مدیر محترم وب سایت آخرین دوران رنج
این هم دومین نامه منتظر مدیره محترمه وبلاگ حجاب غیبت

[ جمعه 87/2/6 ] [ 11:0 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

 اربعین حسینی تسلیت باد

                         به یاد کربلا دلها غمین است

                                            دلا خون گریه کن چون اربعین است

************************************************************************

بنام خدا
با سلام به همه دوستان گرامی
بار دیگر در ایامی قرار داریم که یادآور حماسه و ایثار فرزندان این مرز وبوم در سالهای دفاع مقدس هستیم . عملیاتهای مختلفی را در ماههای بهمن و اسفند در سالهایی که دفاع مقدس ملت ایران در جریان بود اجرا شده است که مجال پرداختن و شرح همه آنها در توان حقیر نمی باشد و برای تمین و تبرک و زنده نگهداشتن خاطره آن روزهای بیادماندنی در اینجا اشاره ای هر چند ناقص به دو عملیات والفجر 6 که مقدمه انجام عملیات بزرگ خیبر می باشد و خود عملیات خبیر خدمت شما دوستان می شود .
اگر چه شرح عملیات خیبر به دلیل اهمیت آن کمی طولانی شده ولی حتماً تا آخر مطالعه فرمایید و از نظرات ارزشمند خود ما را بهره مند نمایید .
                                                   
                                                      برای شادی ارواح پاک و طیبه شهدای عزیز و امام شهدا صلوات  
                                         

عملیات والفجر شش

تهدید جاده‌ بغداد-  العماره‌
نیروهای‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در ساعات‌ باقی‌ مانده‌ تا عملیات‌ بزرگ‌ خیبر و برای‌ انهدام‌ بخشی‌ از توان‌ جنگی‌ قوای‌ دشمن، عملیات‌ «والفجر6 » را طرح‌ریزی‌ کردند تا در منطقه‌ مرزی‌ «چزابه» به‌ اجرا در آید. حمله‌ در ساعت‌23 و20 دقیقه‌ شامگاه‌2 اسفند ماه‌1362 و با رمز «یازهرا(سلام‌ الله‌ علیها») به‌ مرحله‌ اجرا در آمد.

در محور تنگه‌ چزابه‌ در شمال‌ شرقی‌ «بستان» نیروهای‌ سپاه‌ موفق‌ به‌ شکستن‌ خطوط‌ دفاعی‌ دشمن‌ شده‌ و تا سحرگاه‌ که‌ نبرد به‌ جنگ‌ تن‌ به‌ تن‌ کشیده‌ شد، محور جاده‌ سوبله‌ به‌ چزابه، تحت‌ سلطه‌ نیروهای‌ ایران‌ درآمد.
با آغاز عملیات‌ خیبر در منطقه‌ «هورالهویزه» و «هورالعظیم» عملیات‌ دو روزه‌ والفجر6 به‌ اتمام‌ رسید.
از جمله‌ نتایج‌ بدست‌ آمده:
- فتح‌ دو ارتفاع‌ مشرف‌ به‌ شهرعلی‌ غربی‌
- انهدام‌ شماری‌ سلاح‌ سبک‌ و نیمه‌ سنگین‌
- انهدام‌ تعدادی‌ خودروی‌ نظامی‌
- و گرفتن‌ صدها کشته‌ و زخمی‌ از دشمن.
نام‌ عملیات: والفجر?
زمان‌ اجرا : دوم اسفندماه ????
مدت‌ اجرا: ? روز
تلفات‌ دشمن (کشته، زخمی‌ و اسیر): صدها تن‌
رمز عملیات: یا زهرا(سلام‌ الله‌ علیها)
مکان‌ اجرا: تنگه‌ چزابه‌
ارگان‌های‌ عمل‌کننده: رزمندگان‌ سپاه‌ پاسداران‌ انقلاب‌ اسلامی‌
اهداف‌ عملیات: انهدام‌ توان‌ جنگی‌ قوای‌ دشمن‌

                                    
                                           
عملیات بزرگ خیبر

Imageمقاومت و از جان گذشتگی ملت ایران به غرب نشان داد که با منطق زور و استعمار و تحریم، نمی توان در مقابل اراده استوار ایرانیان ایستادگی کرد.
با توجه به این که عراق در سال‌های سوم و چهارم جنگ تجارب زیادی در نبرد خشکی بدست آورده بود، ایران بر آن شد تا تاکتیک های جدیدی را در مقابله با دشمن به کار گیرد.

بر همین اساس سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در اثنای عملیات والفجر مقدماتی با تشکیل یک قرارگاه، منطقه هور را انتخاب کرده و در پی آن و بمنظور برهم زدن معادله نظامی جنگ به نفع جمهوری اسلامی ، عملیات خیبر را با توجه به موقعیت جغرافیایی، از سمت شرق دجله و داخل هورالهویزه و از سمت شمال العزیزو از جنوب قرنه-طلائیه که از دو نوع طبیعت متفاوت خشکی و هور تشکیل شده است ، طراحی و اجرا کرد.
به خاطر جو کلی جنگ که در کشور حاکم شده بود و همچنین تهدید و اقدامات وحشیانه ارتش عراق در جبهه ها و بدنبال آن بمباران شهرهای دزفول و باختران و ایلام و رامهرمز و... ، نیروهای رزمنده که در غالب نیروهای مردمی و بسیجی آمادگی حضور در جبهه را پیدا کرده بودند با وسعت و انسجام خاصی وارد این عملیات شدند و همین وسعت نیروهای عمل کننده باعث شکسته شدن خطوط دفاعی دشمن در جزایر مجنون و منطقه هور الهویزه شد.
با پیش روی مراحل مختلف عملیات خیبر ضرورت مقاومت در جزایر شمالی و جنوبی مجنون و همچنین منطقه طلائیه بیشتر شد که در این راه سپاه اسلام تنی چند از فرماندهان رشید خود همچون حاج محمد ابراهیم همت و اکبر زجاجی ، فرمانده و جانشین لشگر 27 محمد رسول الله و حمید باکری جانشین لشگر 31 عاشورا و تعداد زیادی از بهترین و مخلص ترین نیروهای خود را از دست داد.
جدای از پیروزی رزمندگان اسلام و رشادتهای وصف ناپذیرشان در طول عملیات خیبر، تغییر و تحولات خاصی پس از این عملیات در جنگ روی داد که قسمت اعظم آن فشار اقتصادی و تحریم فروش سلاح به ایران از سوی کشورهای غربی بود - که چنین اقداماتی نشانگر تاثیر پذیری غرب از مقاومت چشمگیر رزمندگان در عملیات خیبر محسوب می شد- طی این مدت متقابلا از سوی جمهوری اسلامی تحرکتی برای مقابله با وضعیت به وجود آمده صورت گرفت.
در مقطع یاد شده تلاش غرب که به تبع هراس و نگرانی نسبت به ابعاد و ویژگی های عملیات خیبر صورت می گرفت ، بعدی تازه به جنگ بخشید، به این ترتیب که پس از ناتوانی نظامی عراق در مقابل حرکتهای غیر قابل پیش بینی و عمدتا تاکتیک های ویژه رزمندگان ، استکبار جهانی بمنظور ممانعت از به هم خوردن معادله نظامی حاکم بر جنگ ، اقدام به تقویت عراق با تکنولوژی پیشرفته ، خصوصا نیروی هوایی نمود، به عبارت دیگر در این مرحله سیاست تاکتیک در مقابل تاکتیک از جانب دشمن اتخاذ شد.
متعاقبا عراق تلاش فزاینده ای را بمنظور تحت الشعاع قرار دادن پیروزیهای ملت ایران انجام داد. بهمین منظور جنگ نفتکشها را در خلیج فارس به راه انداخت تا با حربه نفتی بتواند بر اقتصاد ایران فشار وارد ساخته و بدین صورت بتواند مقدمات تاثیرگزاری ضعف اقتصادی بر صحنه جنگ را فراهم آورد و با توجه به تحریم های اقتصادی ایران از جانب غرب و موج تبلیغاتی آنان علیه جمهوری اسلامی ، کفه ترازوی جنگ را به نفع عراق سنگین کند.
غافلگیری دشمن در عملیات خیبر و نا توانی او در عقب راندن نیروهای خودی از جزایر مجنون، مجددا توانایی های دفاعی عراق را مورد تردید قرار داد و متقابلا شگفتی ناظران را از قابلیت های طرح ریزی عملیات تهاجمی ـ دفاعی جمهوری اسلامی برانگیخت.
به گزارش رادیو امریکا پس از پیروزی خیبر دیپلماتهای غربی، عرب و آسیایی ، تاکتیکهای جدید ایران را مورد ستایش قرار دادند. ناظران بر این عقیده بودند که نتیجه نبرد در جزایر مجنون هرچه باشد تاکتیک نظامی ایران از نظر جسارت و شهامت در تاریخ ماندگار خواهد شد و این عملیات به مثابه اقدامی جسورانه از سوی ایران ، ارزیابی شد.
عراق به دلیل نگرانی از نتایج عملیات برای نخستین بار، نوعی از سلاحهای شیمایی محصول کارخانه سامره ـ به نام گاز خردل ـرا با استفاده از هلی کوپتر های ساخت شوروی و فرانسه به کار گرفت. پس از عملیات والفجر 2 در منطقه حاج عمران ، عراق به صورت محدود از گاز شیمیایی استفاده کرده بود ولی آنچه در عملیات خیبر صورت گرفت بسیار گسترده و فاجعه آمیز بود، گاز خردل با ایجاد تاول های بزرگ روی پوست بدن و اختلال دردستگاه تنفسی آثار مخرب روحی و جسمی فراوانی را به رزمندگان اسلام به صورت کوتاه مدت و بلند مدت وارد آورد.
شورای امنیت سازمان ملل در واکنش به این اقدام عراق در تاریخ 10/1/1363 با صدور بیانیه ای استفاده از گاز های شیمایی را محکوم کرد اما مسئولیت استفاده از آن را متوجه هیچ یک از طرفین جنگ، نکرد.صدور بیانیه به جای قطعنامه و آنهم بدون ذکر نام کشور متخاصم از سوی شورای امنیت بار دیگر انگشت اتهام را به سوی این نهاد نشانه رفت و نشان داد، متولی ایجاد امنیت جهانی چقدر دست آویز کشورهای غربی و مخصوصا امریکا است.
مسلما دست یابی به تمامی اهداف عملیات خیبر می توانست جنگ را به وضعیت تعیین کننده ای نزدیک کند، نشریه نیویورک تایمز پس از آشکار شدن نتایج خیبر طی تحلیلی در مورد ادامه بن بست جنگ و دلائل آن به نقل از تحلیلگران آمریکایی و غربی نوشت : ناتوانی ظاهری ایران در اجرای یک تهاجم تعیین کننده تنها یکی از عوامل ادامه جنگ است، دلیل دوام و ادامه این بن بست شکست مداوم ارتش عراق در ادامه دفاع و عدم استفاده از برتری کمی و کیفی نیروهای عراقی علیه هدفهای مهم در جبهه و پشت جبهه است.
تاریخ هشت سال دفاع مقدس نشانگر این موضوع است که دشمن با آنکه از حمایت بی حد و اندازه غرب در تمامی زمینه ها برخوردار بود هرگاه با مقاومت و پیروزی های سپاه اسلام مواجه می شد از ابزار های نا متعارف مثل بمباران شیمیایی استفاده می کرد که چندین نمونه آن را در عملیاتهای خیبر و والفجرهشت و... می توان مشاهده کرد و در کنار آن از حربه فشار اقتصادی ایران توسط کشورهای غربی بهره می برد. البته مقاومت و از جان گذشتگی رزمندگان و تمامی ملت ایران در مقابل این فشارها به غرب نشان داد که در مقابل اراده استوار و محکم ایران نمی توان با منطق زور و استعمار و تحریم ایستادگی کرد، زیرا ایران ملتی است که بر حق خود تا آخرین نفس پافشاری کرده و خواهد کرد و هیچ گاه در بدست آوردن و دفاع از مطالبات قانونی خود عقب نشینی نمی کند.

اهداف عملیات
هدف از عملیات خیبر عبارت بود از انهدام نیروهای سپاه سوم عراق، تامین جزایر مجنون شمالی و جنوبی، ادامه تک از جزایر و محور طلائیه به سمت نشوه و الحاق به نیروهایی که از محور زید به دشمن حمله می کردند. در نظر بود که خشکی شرق دجله از طریق هور تصرف شود تا دشمن نتواند از سمت شمال سپاه سوم را تقویت کند.
منطقه عملیات

منطقه عملیاتی که در شرق رودخانه دجله و داخل هورالهویزه واقع شده است، از شمال به العزیر و از جنوب به القرنه – طلائیه محدود می گردد.
این منطقه دارای دو نوع طبیعت متفاوت است: هور و خشکی. قسمت خشکی، که حداقل عرض آن 8 کیلومتر و حداکثر 10 کیلومتر است، توسط دو هور بزرگ – هورالهویزه در شرق و هورالحمار در غرب آن – احاطه شده است.
هم چنین، منطقه مذکور توسط رودخانه دجله به دو قسمت شرقی – غربی تقسیم می شود که 3/4 آن در شرق رودخانه قرار دارد. جاده مواصلاتی عماره – بصره نیز در غرب رودخانه واقع است.
در داخل منطقه مزبور جزایر شمالی و جنوبی مجنون واقع است. هم چنین تاسیسات دیگری وجود دارد که عبارتند از: دکل های برق، دکل های تقویتی رادیو و تلویزیون، تاسیسات و کارخانجات کاغذ سازی، چاه های نفت و ...
هور منطقه ای است هم سطح دریا که در بعضی مناطق سطح آب آن 2 تا 3 متر بالاتر از آب دریاست و به طور کلی نسبت به مناطق هم جوار گود می باشد و در مسیر رودخانه های قدیمی و دایمی به وجود می آید و دارای روییدنی هایی به شرح زیر است:
نی با ارتفاع 2 تا 7 متر که عمدتاً در جاهای عمیق می روید.
بردی(1) که معمولاً ارتفاع آن بین 1 تا 2 متر است.
چولان(2) که در جاهای کم عمق می روید و ارتفاع آن کمتر از 50 سانتی متر است.
به علت پوشش فشرده سطح هور از نی، بردی و چولان، تردد در آن تنها از معابری خاص (آبراه ها، نهر ها و یا محل عبور حیوانات وحشی) امکان پذیر است.

علت انتخاب هور
علاوه بر آنچه قبلاً ذکر شد، علت انتخاب هور به لحاظ عوامل زیر بود:
پرهیز از تک جبهه ای (حمله رویاروی و مستقیم به دشمن را تک جبهه ای می گویند).
حمله به جناح دشمن؛ شکل حضور دشمن در منطقه شرق بصره به گونه ای بود که الحاق نیروهای خودی در طلائیه و سپس رسیدن به عقبه دشمن در نشوه، جناحی عمده از دشمن به تصرف در می آمد که تزلزل خطوط دشمن را در پی داشت.
عدم تصور دشمن نسبت به انجام عملیات در هور.
بکر بودن منطقه.
غیرممکن بودن مانور زرهی برای دشمن.

استعداد دشمن
منطقه مورد نظر برای عملیات در حوزه استحفاظی سپاه سوم عراق قرار داشت و در جریان عملیات یگان های زیردر این منطقه حضور یافتند:
الف – یگان های پیاده :
تیپ های 3، 5، 11، 18، 605، 702، 704، 93، 95، 96، 701، 501، 35، 419، 108، 113، 427، 36، 22، 23، 28، 418، 422، 19 پیاده.
ب – یگان های رزهی:
تیپ های 30، 16، 6، 56، 14، 26 و 37 زرهی و تیپ 55 مختلط.
ج – یگان های مکانیزه:
تیپ های 25، 8، 27، 15 و 20 مکانیزه.
د – گارد مرزی و گارد ریاست جمهوری:
تیپ های 5، 8 و 11 گارد مرزی و یک تیپ از گارد ریاست جمهوری.
هـ – نیروی مخصوص:
تیپ 65.
و – جیش الشعبی و کماندو:
بیش از 10 گردان.
ز – توپخانه:
حدود 30 گردان.
قوای خودی

هدایت و فرماندهی عملیات بر عهده قرارگاه مرکزی خاتم الانبیا صلی الله علیه و آله وسلم بود. دو قرارگاه اصلی (کربلا و نجف) و پنج قرارگاه فرعی (نصر، حنین، بدر، حدید و فتح) تحت امر قرارگاه مرکزی بودند. یگان های عملیاتی نیز به شرح ذیل بود:
الف – سپاه پاسداران:
لشکرهای 5 نصر، 8 نجف اشرف، 31 عاشورا، 19 فجر، 41 ثارالله، 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام، 14امام حسین علیه السلام، 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و 7 ولی عصر(عج).
تیپ های مستقل 15 امام حسن علیه السلام، 10 سید الشهداعلیه السلام، 44 قمر بنی هاشمعلیه السلام، 33 المهدی (عج)، 18 الغدیر و 21 امام رضاعلیه السلام.
تیپ های مستقل زرهی 72 محرم، 20 رمضان و 28 صفر.
یگان دریایی (قرارگاه نوح).
در مجموع، سپاه پاسداران 220 گردان عملیاتی در اختیار داشت و استعداد توپخانه آن نیز 7 گردان بود.
ب - ارتش جمهوری اسلامی:
لشکر های پیاده 77، 21، 28 و 55.
لشکرهای زرهی 81، 16 و 92.
قرارگاه خاتم الانبیاءصلی الله علیه و آله وسلم به عنوان قرارگاه مرکزی:
قرارگاه نجف تحت فرماندهی قرارگاه خاتم الانبیاء صلی الله علیه و آله وسلم فرماندهی قرارگاه های فرعی را به عهده داشت:
قرارگاه نصرهدایت لشکر 5 نصر و تیپ 15 امام حسنعلیه السلام را به عهده داشت.
قرارگاه حدید هدایت تیپ 44 قمر بنی هاشم و تیپ 21 امام رضا علیه السلام را به عهده داشت.
قرارگاه فتح هدایت لشکر 27 محمد رسول الله صلی الله علیه و آله وسلم و تیپ 33 المهدی (عج)+ تیپ 18 الغدیر را به عده داشت.
قرارگاه حنین هدایت لشکر 17 علی ابن ابی طالب علیه السلام و لشکر 41 ثارالله و تیپ 10 سیدالشهداعلیه السلام را برعده داشت.
قرارگاه بدر هدایت لشکر 8 نجف، لشکر 31 عاشورا، لشکر 19 فجر را به عهده داشت.
قرارگاه کربلا هدایت نیروهای زیر را به عده داشت.
از ارتش لشکرهای 77، 21 و 28 پیاده و لشکر 8 زرهی.
از سپاه لشکر 14 امام حسین علیه السلام، 7 ولی عصر (عج) و تیپ زرهی 72 محرم.
لازم به ذکر است که لشکر 16 و 92 زرهی ارتش در حین عملیات به کار گرفته شدند.
طرح عملیات

دو قرارگاه کربلا و نجف ماموریت داشتند ضمن تامین اهداف محوله، روی پل دوعیجی در شمال نشوه (غرب نهر کتیبان) الحاق کرده و سپس به سوی بصره ادامه عملیات دهند.
قرارگاه کربلا می بایست با عمل ازمحور زید و چسبیدن به نهر کتیبان جهت مسدود کردن منطقه ورودی دشمن در دو عیجی اقدام می کرد. قرارگاه نجف نیز پس از دستیابی به العزیر و القرنه و تصرف جزایر مجنون و الحاق به طلاییه، جهت بازکردن جاده طلاییه – نشوه که تنها امید برای ادامه عملیات و انتقال نیرو و مهمات بود، اقدام نماید. یگان های تحت امر این قرارگاه می باید با عبور از طلاییه به سمت نشوه و تامین آن در پل دوعیجی به قرارگاه کربلا(نیروهای ارتش)ملحق می شدند. قرارگاه نجف برای تصرف اهداف خود به تشکیل پنج قرارگاه فرعی (نصر، بدر، حنین، حدید، فتح) مبادرت می ورزید.
قرارگاه دیگری با نام نوحعلیه السلام وظیفه ترابری دریایی و پشتیبانی یگان های عمل کننده را برعهده داشت.
شرح عملیات

نکته قابل توجه قبل از آغاز تک، حضور گسترده نیروهای مانور قدس در مناطق عملیاتی، پس از انجام مانور در مراکز مختلف شهرستان ها بود. علاوه بر این، با توجه به مانور قدس و تهدید و اقدامات جنون آمیز دشمن و حمله موشکی به دزفول و بمباران شهرهای کرمانشاه، ایلام، رامهرمز و ...، جو کلی جنگ در کشور، شکل خاصی به خود گرفته بود.
عملیات در ساعت 21:30 روز 3/12/1362 با رمز یا رسول الله آغاز شد. در مرحله اول نیروهای قرارگاه نجف با تهاجم سراسری در مناطقی همچون تنگه و شهر القرنه، جاده بصره – العماره و نیز جزایر شمالی و جنوبی مجنون استقرار یافتند. در این میان، قرارگاه کربلا که در محور زید وارد عمل شده بود، با به دست آوردن کمترین موفقیت موجب بازگشت یگان های ارتش به مواضع قبلی خود شد.
در مرحله دوم عملیات، دو تلاش اصلی در محور جزایر مجنون و طلاییه به منظور الحاق و سپس پیشروی به سمت نشوه در نظر گرفته شد؛ بنا به عللی پیشروی انجام نشد. در مقابل، دشمن به تدریج خود را بازیافته و پس از کشف اهداف عملیات و محورهای اصلی تک، تلاش اصلی خود را ابتدا روی پاکسازی حوالی جاده بصره – العماره گذارد و سپس روی طلاییه متمرکز شد.
در ادامه عملیات، پس از آن که محور زید با عدم موفقیت مواجه شد، لشکر 14 سپاه پاسداران که تحت امر قرارگاه کربلا (ارتش) بود، آزاد شده و به همراه لشکر 27 ماموریت طلاییه را به عهده گرفت. در آن شب نبردی سخت درگرفت که تا صبح به طول انجامید . در این میان، فشار دشمن همچنان ادامه داشت و با آن که محور جاده طلاییه – به طول 6 کیلومتر– در اختیار نیروهای خودی بود، لیکن وسعت کم منطقه مانور از یک سو و آتش انبوه و بسیار زیاد دشمن از سوی دیگر، امکان پیشروی الحاق با محور جزایر مجنون را ناممکن ساخته بود. به همین خاطر از ادامه عملیات در طلاییه صرف نظر شد و به این ترتیب اهداف عملیات خیبر به حفظ جزایر مجنون محدود شد.
بر همین اساس و با توجه به فشارهای دشمن، مرحله سوم عملیات به منظور تثبیت موفقیت خودی در جزایر انجام شد. دشمن که هر گونه حضور نیروهای ایرانی در هور را خطری برای جاده بصره – العماره می دانست با اجرای آتش شدید و توان پیاده وزرهی می کوشید جزایر مجنون را بازپس گیرد. این در حالی بود که نیروهای خودی خسته از چند روز جنگ، نداشتن عقبه نزدیک و نیز عدم حمایت آتش توپخانه، به مقاومت خود ادامه می دادند. متقابلاً، دشمن با تمرکز صدها قبضه توپ روی جزایر و بمباران مداوم آن ها با هواپیما و نیز در اختیار داشتن عقبه خشکی با واحدهای زرهی خود فشارهای متعدد و طاقت فرسایی را وارد می ساخت.
به رغم وضعیت یاد شده، نیروهای خودی می کوشیدند به هر صورت ممکن جزایر را حفظ نمایند. براین اساس، سپاه پاسداران با تمام استعداد خود جهت دفع تهاجم دشمن و حفظ جزایر در آن جا استقرار یافت.
نهایتاً دشمن که در مقابل خود مقاومتی غیر قابل تصور و پیش بینی مشاهده می کرد، به تدریج از بازپس گیری جزایر ناامید شد و به تحکیم مواضع پدافندی خود مبادرت ورزید.
نتایج عملیات

عملیات خیبر که به آزاد سازی منطقه ای به وسعت 1000 کیلومتر مربع در هور، 140 کیلومتر مربع در جزایر مجنون و 40 کیلومتر مربع در طلاییه انجامید، موجب افزایش عزم بین المللی در جهت کنترل ایران و جلوگیری از شکست عراق گردید؛ به گونه ای که از تاریخ 3/12/1362 (زمان آغاز عملیات خیبر) تا تاریخ 30/7/1363 تعداد 474 طرح صلح از سوی 54 کشور مختلف جهان ارایه شد. شورای امنیت سازمان ملل نیز در تاریخ 11/3/1363 قطع نامه 552 خود را در خصوص پایان دادن به جنگ ایران و عراق تصویب نمود. این در حالی بود که هیچ یک از قطع نامه و طرح های مذکور نظر ایران را تامین نمی کرد.
هم چنین، در این عملیات فرماندهان جنگ به اهمیت تاثیر تجهیزات دریایی و آبی – خاکی برای کسب نتایج مهم و حیاتی پی بردند و نیز سپاه پاسداران به یکی از ضرورت های حساس و حیاتی در تکمیل و توسعه سازمان خود آگاه گردید و آن لزوم ایجاد تقویت و توسعه یگان های دریایی برای انجام عملیات های آبی – خاکی بود. این رهیافت، قابلیت سپاه در انجام عملیات عبور از هور و رودخانه های بزرگ را توسعه داد و هسته اصلی عملیات های بدر، والفجر8، کربلا3، 4 و 5 و نیز زمینه ای برای تشکیل نیروی دریایی سپاه پاسداران گردید.
تلفات و ضایعات عراق در این عملیات به شرح ذیل می باشد:
کشته و زخمی شدن حدود 15000 نفر.
به اسارت درآمدن 1140 نفر .
انهدام 150 تانک و نفربر و 200 خودرو.
به غنیمت در آمدن 10 تانک و 60 کامیون.
انهدام 21 تیپ به میزان 20 تا 100 درصد.
                                                      برای شادی ارواح پاک و طیبه شهدای عزیز و امام شهدا صلوات  
                                         
منبع : سایت ساجد

[ شنبه 86/12/4 ] [ 9:26 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
بنام خدا
سلام بر دوستان عزیز
قبل از هر سخنی ایام الله دهه ی مبارک فجر و سالگرد پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی را به شما خوبان تبریک عرض می نمایم . روزهایی که پیش روی ماست یادآور یکی از حماسی ترین و پیچیده ترین عملیات های رزمندگان اسلام در دفاع مقدس می باشد . صحبت از عملیاتی است که با گذشت بیست و دو سال از آن هنوز کارشناسان نظامی پی به اسرار آن نبرده اند و همواره از آن بصورت یک معما یاد می کنند . یکی از سرداران نظامی که جهت گذراندن دوره ای آموزشی به یکی از کشورهای اروپای شرقی رفته بود با این سؤال کارشناسان نظامی آن کشور روبرو شد که شما در عملیات فتح فاو چه کردید و حتی به این سردار پیشنهاد های خوبی به لحاظ مادی و معنوی داده بودند تا وی پرده از اسرار این عملیات بردارد ولی غافل از اینکه در کنار تاکتیک های نظامی ، این ایمان و توکل رزمندگان اسلام بود که موجب پیروزی گشت . بگذریم ، همانطوری که متوجه شدید حرف از عملیات بزرگ و سرنوشت ساز والفجر هشت و فتح شهر استراتژیک فاو می باشد . عملیاتی که با انجام آن معادلات جنگ به نفع ایران رقم خورد و موجب شد تا دشمن شدیداً احساس خطر بکند . حرف و حدیث در باره این عملیات زیاد مطرح شده است . حقیر در این مجال مطلبی را به نقل از سایت ساجد برای شما عزیزان نقل می نمایم ، تا مختصر آشنایی با این عملیات پیدا نمایید .

************************************************************************************
شاید خیلی از خوانندگان بخواهند از لحظه به لحظه‌ی عملیات والفجر هشت باخبر شوند. گزارشی که در ذیل آورده‌ایم شما را به این منظور می‌رساند این گزارش توسط فرمانده‌ی لشکر 25 کربلا به قرارگاه ارسال می‌شد تا وضعیت منطقه عملیاتی را به آن‌ها اعلام کند.

تاریخ 20/11/ 1364 گزارش‌های مربوط به قبل از شروع عملیات
در ساعت 38: 20 نیروهای غواص لشکر ویژه 25 کربلا وارد آب نهرهای متصل به اروند شدند
در ساعت 20:49 در خط حد لشکر (شهر فاو) یک تیربار دشمن به سطح آب شلیک کرده است.
در ساعت 20:55 لشکر طی گزارشی به قرارگاه اعلام کرد که منطقه‌ی روبروی خود را در کنترل کامل داشته و وضعیت عادی است. فقط دشمن اقدام به شلیک چند گلوله کلت منور و تیر بار کرده است.
در ساعت 21:7 لشکر طی گزارشی حساس شدن دشمن را اعلام کرده است.
در ساعت 21:8 در منطقه لشکر، دشمن به شلیک هفت گلوله کلت منور به رنگ‌های زرد و قرمز کرده است
در ساعت 21:15 نیروهای غواص لشکر حرکت خود را از ساحل اصلی اروند(خودی) شروع کردند.
در ساعت 21:37 نیروهای غواص لشکر به نزدیکی ساحل فاو رسیده ودر حال پاکسازی موانع هستند.
در ساعت 21:49 نیروهای غواص لشکر موانع را پاکسازی و آماده هجوم به مواضع دشمن شدند.
در ساعت 22:2 از قرارگاه به لشکر اعلام شد که عمل نکنید تا به شما اعلام کنیم .
گزارش مربوط به شروع عملیات لشکر ویژه 25 کربلا (خط شکنی) :
در ساعت 22:5 برادر محتاج فرمانده قرارگاه کربلا رمز عملیات را (یا فاطمه الزهرا(س) ) به فرمانده لشکر برادر مرتضی قربانی اعلام نمود.
درساعت 22:15 نیروهای غواص گردان یا رسول الله (ص) به مواضع دشمن هجوم بردند و سرپل را تصرف کردند و گردان‌های دوم و سوم به مواضع دشمن هجوم برده و خط اول دشمن را تصرف و پاکسازی کردند.
در ساعت 22:15 نیروهای غواص گردان امام محمد باقر(ع) به مواضع دشمن هجوم بردند ولی موفق به تصرف سرپل نشدند.
در ساعت 22:20 نیروهای غواص و گروهان‌های دوم و سوم گردان امام محمد باقر(ع) مجدداً به مواضع دشمن هجوم برده و موفق به تصرف سرپل شدند.
گردان یا رسول الله (ص) به سمت راست و گردان امام محمد باقر به سمت چپ رخنه را توسعه داده و ضمن پاکسازی مواضع دشمن، پیشروی خود را آغاز کردند.
در ساعت 22:30 نیروهای موج دوم لشکر ویژه 25 کربلا در جناح راست با وارد عمل شدن گردان مسلم ابن عقیل (س) شروع به تکمیل و پاکسازی مواضع دشمن کرده و با عبور از گردان یا رسول الله (ص) پیشروی خود را به منظور تصرف سه راه فاو- البحار آغاز کردند.
در ساعت 22:35 نیروهای گردان امام محمد باقر (ع) موفق به تصرف مسجد جامع شهر فاو شدند.
در ساعت 22:35 نیروهای گردان مالک اشتر(س) در جناح چپ از گردان امام محمد باقر(ع) عبور کرده و عملیات خود را در جهت تصرف و پاکسازی شهر فاو آغاز نمودند.
در ساعت 22:40 قرارگاه کربلا از لشکر 25 اعلام وضعیت کرد.
در ساعت 23:5 لشکر 25 به قرارگاه اعلام نمود که نیروهای موج اول و دوم وارد عمل شده در جهت تصرف و پاکسازی شهر فاو با دشمن درگیر هستند.
در ساعت 23:10 نیروهای گردان یا رسول الله (ص) در جناح راست شهر فاو ودر حوالی نخلستان متصل به شهر با دشمن شدیداً درگیر شدند.
در ساعت 23:15 نیروهای گردان مسلم ابن عقیل(س) موفق به تصرف سه راه فاو البحار- بصره شدند.
در ساعت 23:30 گردان مالک اشتر بخش عظیمی از شهر را تصرف و پاکسازی کرد و در نقاط حساس شهر مستقر شدند.
در ساعت 23:45 نیروهای گردان حمزه سید الشهدا(ع) در جناح راست با عبور از گردان مسلم ابن عقیل(س) پیشروی خود را برای تصرف چهار راه فاو- بصره –ام القصر آغاز کردند.

«تاریخ 21/11/1364 روز اول عملیات»
در ساعت 20 دقیقه بامداد رزمندگان گردان حمزه سید الشهدا(ع) موفق به تصرف چهار راه فاو- بصره – ام القصر شده ودر این منطقه مستقر شدند.
در ساعت 25 دقیقه بامداد نیروهای گردان یا رسول الله (ص) ومسلم ابن عقیل (س) در حوالی سه راه فاو – البحار- بصره در منطقه نخلستان با دشمن به شدت درگیر شدند.
در ساعت 30 بامداد یک گروهان (گروهان سوم) از گردان حمزه سید الشهدا(ع) بنا به دستور فرماندهی به کمک گردان‌های یا رسول الله (ص)، مسلم ابن عقیل (س) برای پاکسازی نخلستان در حوالی سه راهی فاو- البحار وارد عمل شدند.
در ساعت 45 دقیقه بامداد گران امام حسین (ع) از جناح چپ با عبور از گردان مالک اشتر (س)، پیشروی خود را به منظور تصرف مخزن‌های نفت و ایستگاه مخابراتی پشت شهر فاو آغاز کرد.
در ساعت یک بامداد گردان امام حسین(ع) موفق به تصرف و پاکسازی مخزن نفت و ایستگاه مخابراتی شد و درجناح چپ با یک گردان پیاده از لشکر 7 ولی عصر(عج) ودر جناح راست در روبروی چهار راه فاو ـ بصره ـ ام القصر به رأس البیشه با گردان حمزه سیدالشهدا (ع) الحاق را برقرار کرد.
در ساعت 1:30 دقیقه بامداد نیروهای گردان مسلم ابن عقیل(س)، یا رسول الله (ص) و گروهان سوم گردان حمزه سید الشهدا(ع) بخش وسیعی از نخلستان را پاک سازی و موفق به تصرف یکی از مقرهای فرماندهی تیپ 111 دشمن شدند.
در ساعت دو بامداد الحاق بین گردان‌های یا رسول الله (ص)، مسلم ابن عقیل(س): حمزه سید الشهدا(ع)، امام حسین (ع) و لشکر 7 ولی عصر (عج) از نخلستان در جناح راست، سه راه فاو ـ البحاریه تا چهار راه فاو ـ بصره ـ ام القصر و جاده فاو ـ راس البیشه برقرار شد.
در ساعت 2:15 تعدادی از نیروهای گردان امام حسین (ع) (یک دسته) به سمت پایگاه موشکی مستطیلی حرکت کردند که با مقاومت شدید دشمن مواجه شده و زمین‌گیر شدند.
در ساعت 3:30 گردان حمزه سید الشهدا(ع) و گردان مسلم ابن عقیل(س) در جناح راست جاده فاو ـ بصره حرکت خود را جهت تصرف مواضع بعدی دشمن شروع کردند.
در ساعت 3:35 لشکر به قرارگاه اعلام کرد که نگران جناحین می باشد
در ساعت 4:00 نیروهای گردان حمزه سید الشهد(ع) در جناح راست جاده فاو- بصره با دشمن درگیر شده و موفق به تصرف یکی از مقرهای فرماندهی دشمن شدند.
در ساعت 4:15 نیروهای گردان های حمزه سید الشهدا(ع) و مسلم ابن عقیل(س) در جناح راست جاده فاو- بصره با یکدیگر الحاق برقرار کردند.
در ساعت 4:30 گردانهای سیف الله، روح الله، جندالله از تیپ سوم لشکر به منظور تصرف پایگاه موشکی مستطیلی و پاک سازی و استقرار در سواحل خور عبدالله وارد عمل شدند.
در ساعت 8:10 لشکر به قرارگاه کربلا اعلام کرد که دشمن در منطقه فاو- بصره اقدام به اعزام نیرو کرده و هنوز الحاق ما با لشکر عاشورا برقرار نشده است.
در ساعت 8:30 فرمانده لشکر ویژه 25 کربلا به قرارگاه کربلا اعلام کرد که به دشمن شدیداً تلفات سنگینی را وارد کرده و مقادیر زیادی از خودرو و .... را به غنیمت گرفته‌اند.
در ساعت 9:45 تمامی مناطق ساختمانی شهر فاو به طورکامل توسط گردان های مالک اشتر (س)، امام حسین (ع)، مسلم ابن عقیل(س)، یا رسول الله (ص) و امام محمد باقر (ع) پاکسازی شد
در ساعت 11:5 نیروهای گردان‌های سیف الله، روح الله، جندالله در منطقه عمومی پایگاه موشکی مستطیلی شدیداً با دشمن درگیر شده و بخش عظیمی از این پایگاه را تصرف کردند
در ساعت 12:00 فرمانده لشکر ویژه 25 کربلا به قرارگاه کربلا اعلام کرد: پایگاه موشکی دشمن به طور کامل تصرف شده و تعدادی اسیر ومقادیری غنائم جنگی از دشمن گرفته‌اند.
در ساعت 12:30 نیروهای گردان سیف الله، روح الله، جندالله ضمن پیشروی به سمت راست در سواحل شمالی خور عبدالله مستقر شده و مواضع دفاعی گرفتند.
در ساعت حدوداً 13 نیروهای گردان مسلم ابن عقیل (ع) وارد عمل شده و یکی از مقرهای فرماندهی دشمن را تصرف و پاکسازی کرده و تعدادی را به اسارت گرفتند.
در ساعت 13:46 تمامی گردان‌های پیاده لشکر به اهداف از پیش تعیین شده رسیدند و یگان‌های پشتیبانی رزم، مشغول احداث مواضع و استقرار سلاح‌ها در جهت پشتیبانی از یگان‌های پیاده هستند.
درساعت … نیروهای لشکر در مواضع تصرف شده مستقر و در حال تحکیم مواضع و آماده برای مقابله با پاتک‌های احتمالی دشمن بودند.
به همت: معاونت عملیات لشکر 25 پیاده کربلا 
منبع : نشریه سبز-سرخ


یــاد شهـدای عملیات والفجـرهشت گـرامی باد

[ جمعه 86/11/19 ] [ 6:38 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
بنام خدا
دوستان گرامی سلام
قبل از هر چیز فرا رسیدن مام محرم ، ماه پیروزی خون بر شمشیر و ایام سوگواری سالار و سرور شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین (ع) ، اهل بیت مکرم آن حضرت ، اصحاب و یاران با وفایش را تسلیت و تعزیت عرض می نمایم . ایامی که در آن بسر می بریم مصادف است با یکی از بزرگترین حماسه های هشت سال دفاع مقدس مردم ایران .
در نوزدهم دیماه سال 1365 و دقیقاً دو هفته پس از عملیات ناموفق کربلای چهار ، غیورمردان سپاه اسلام با توکل بر خدا و توسل به ائمه اطهار (ع) عملیاتی را در منطقه عمومی شلمچه آغاز کردند که به لحاظ وسعت و گستردگی منطقه و تاکتیک های نظامی بکار گرفته شده در نبردهای دنیا بی سابقه بوده است . عملیات کربلای پنج هم به لحاط نظامی و هم به لحاظ سیاسی در آن مقطع از تاریخ دفاع قدس و انقلاب اسلامی از اهمیت و ارزش خاصی برخوردار بود که در این خصوص مطالب زیادی گفته و نوشته شده است اما هیچوقت نمی توان حق مطلب را در این زمینه ادا کرد .
حقیر به دلیل ضیق وقت و مشغله کاری در این ایام فرصت آماده نمودن مطلب جدیدی در خصوص عملیات غرورآفرین کربلای پنج را پیدا نکردم و در این رابطه توجه شما دوستان خوبم را به مطلبی که در سال گذشته نوشتم جلب می نمایم . التماس دعا
                                             گرامی باد یاد و نام شهدای عزیز هشت سال دفاع مقدس
 خصوصاً شهدای گرانقدر عملیات کربلای پنچ
برای مطالعه مطلب روی عکس کلیک کنید
کلیک کنید

[ جمعه 86/10/21 ] [ 7:18 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
بنام خدا
سلام بر دوستان گرامی
همانطوری که در پست قبلی قول داده بودیم و علیرغم اینکه از بروز شدن قبلی وبلاگ زمان زیادی نمی گذرد ولی به دلیل اهمیتی که عملیات کربلای چهار در دفاع مقدس ما دارد این پست را به مروری بر این عملیات اختصاص داده ایم .. البته باید ببخشید کمی طولانی شده ولی به نظر می رسد مرور این عملیات و خواندن مطالب تقدیمی می تواند گوشه هایی از واقعیت های دفاع مقدس را برای دوستان روشن سازد . مثل همیشه منتظر بهره مندی از نظرات ارزشمندتان هستیم .
                   
تحولات صحنه نبرد پس از پیروزى فاو و اقدامات نظامى دشمن که به طور گسترده و همه جانبه صورت گرفت، فرماندهان سپاه را با وضعیت جدیدى مواجه کرد. جنگ شهرها در سطح گسترده، حمله به مراکز اقتصادى، صنعتى و نفتى فشار فوق العاده اى را بر کشور وارد ساخت. بویژه، کاهش بسیار زیاد قیمت نفت تا مرز 5‎/5 دلار در هر بشکه موجب تشدید این فشارها شد.
همراه با این فشارها،  تحرک جدید دشمن در عرصه زمینى که پس از اشغال اراضى کشور در آغاز جنگ، براى اولین بار صورت مى گرفت، جبهه خودى را تحت فشار قرار داده بود. در چنین شرایطى علاوه بر مقابله با حملات عراق به خط هاى پدافندى در طول مرز، آماده شدن براى حمله بزرگ بعدى، مسؤولیت دیگرى بود که مى بایست به آن جامه عمل بپوشاند. تصرف منطقه استراتژیک فاو و جداسازى بخش جنوبى سرزمین عراق از این کشور اقتضا مى کرد که مناطق مهمى چون بصره و ام القصر نیز مورد توجه قرار گیرد و به نظر مى رسید، توقف در این منطقه و عدم توسعه وضعیت، به زیان نیروهاى خودى باشد. زیرا منطقه عملیات فاو به لحاظ وسعتى که داشت از این قابلیت برخوردار بود که سلسله عملیات بعدى در همین مکان انجام شود.
دلایل انتخاب منطقه
پس از پیروزى فاو که باعث به هم خوردن موازنه نظامى به نفع ایران شد، لازم بود در اقدامى دیگر که از اهمیت ویژه و هدف استراتژیک برخوردار باشد،  سرنوشت جنگ به نقطه نهایى رهنمون شود. براى این منظور، منطقه جدید مى بایست از شرایطى برخوردار مى بود که هدف هاى موردنظر تحقق مى یافت.
منطقه عمومى بصره در جنوب،  مهم ترین مناطقى بودند که از تابستان سال 1361 همواره براى عملیات هاى بزرگ و سرنوشت ساز مورد توجه فرماندهان بودند و عملیات هاى متعددى در این جبهه ها انجام شده بود: شرق بصره (عملیات رمضان)، هورالهویزه (عملیات خیبر و بدر) و فاو (عملیات والفجر 8) مناطقى بودند که طى سالهاى 1361 تا 1364 عرصه نبرد میان رزمندگان اسلام و دشمن بودند. تنها منطقه اى که در آن،  عملیاتى صورت نگرفت، منطقه ابوالخصیب، جزیره مینو و بخشى از زمین شلمچه بود که در میان هدف هاى مطرح در اطراف بصره، به دلیل نزدیکى به شهر، مهم تر از بقیه بودند. به همین دلیل، استحکامات، آرایش سلاح و یگان هاى دشمن نیز در این منطقه (با تأکید بر شلمچه) بیشتر از سایر مناطق عملیاتى بود. و همین موضوع موجب شد که طى چهار سال پس از عملیات رمضان،  فرماندهان نظامى توجه جدى به این منطقه کنند.
افزون بر این،  اهمیت شهر بصره که هدف اصلى استراتژى نظامى جهمورى اسلامى پس از فتح خرمشهر به شمار مى رفت. مهم ترین عامل در انتخاب این زمین براى عملیات کربلاى 4 بود.
از دیگر ویژگى هایى که باعث انتخاب این منطقه براى عملیات شد، عوارض موجود در زمین غرب اروند در منطقه ابوالخصیب بود،  زیرا وجود نهرها، نخلستان ها و کانال هاى کشاورزى و نیز عدم وجود استحکامات در منطقه پتروشیمى تا بصره، این منطقه را قابل تصرف و پدافند مى نمود. همچنین به دلیل آن که دو جناح منطقه عملیاتى، از شمال به آب گرفتگى شلمچه و کانال ماهیگیرى و از جنوب به خور زبیر و زمین هاى باتلاقى اطراف آن محدود شده بود، قدرت تحرک دشمن ضعیف برآورد مى شد.
مزیت دیگر منطقه عملیاتى، واگذارى مسؤولیت حفاظت و اداره آن به سپاه هاى سوم و هفتم عراق بود.
این مسأله با توجه به مانور عملیات که نفوذ از میان خط حد دو سپاه بود، یکى از ویژکى هاى برجسته منطقه عملیاتى به شمار مى رفت.
طرح مانور
مانور در این عملیات، نقش اساسى و تعیین کننده اى داشت. زیرا تجربه عبور از عرض رودخانه اروند،  این بار مى بایست در طول رودخانه انجام مى گرفت. و این عبور که خود تاکتیک ویژه و ابتکار عملیات به شمار مى رفت در صورت تحقق، جنبه هاى دیگر آن که شامل شکستن خط، پاکسازى، نفوذ در عمق و تسلط بر چند راه (ورودى شهر بصره) مى شد،  تحول عظیمى در جنگ ایجاد مى کرد. از این رو، از اردیبهشت تا مهر 1365 و سپس آذرماه همان سال، بحث هاى مختلف و طرح هاى گوناگونى ارائه شد ولى به دلیل معایب آنها منتفى گردید. یکى از موضوعات اساسى در طرح هاى ارائه شده،  از نظر فرماندهان سپاه، وابستگى ابتکار ویژه به غافل گیرى دشمن بود.
بدین ترتیب پس از یک دور بحث، طرحى تصویب شد که مورد توافق کلیه فرماندهان بود.
در جلسه، (16 مهرماه سال 1365) پس از بحث و گفت وگو، سرانجام فرماندهان یگان ها مانور عملیاتى از پنج ضلعى در شلمچه تا جزیره سهیل در مقابل جزیره مینو را پذیرفتند. آنها پذیرفتند که زمین شلمچه بر زمین مقابل جزیره مینو ترجیح دارد. همچنین، اهمیت زمین دو طرف اروند و ابوالخصیب و نیز تاکتیک ویژه براى عبور از تنگه مورد قبول واقع شد. در پایان این جلسه،  فرمانده سپاه گفت:
«برادران عزیز، همه توجیه هستند و احتیاجى به توضیح اهمیت عملیات نیست. این سومین منطقه اى است که براى رفتن به سمت بصره در آن عمل مى کنیم. منطقه رمضان (شرق بصره) هور (الهویزه) و اینجا، خداى ناکرده اگر از ما کوتاهى سربزند، مسؤولیت ما خیلى سنگین است. ما باید با تمام قدرت تکلیفمان را انجام دهیم آن وقت، هرچه خدا خواست. اینجا یک شجاعت بزرگ و تدبیر و دقت بالایى مى طلبد. این تاکتیک و شیوه جنگى که ما براى این عملیات مهیا کرده ایم، دشمن آمادگى اش را ندارد و (از طرف ما) احتیاج به توکل و ایثار بالایى دارد. برادرها باید همه مسائل را با هم حل کنند و تا آخر عملیات، دست اخوت و برادرى به هم بدهند، چون این عملیات با همیارى و همکارى پیش مى رود. لذا، باید تقسیم کار کنید و همدیگر را کمک کنید».
از نیمه دوم مهرماه کار آماده سازى منطقه عملیات با جدیت پیگیرى شد. در حین این پیگیرى و پیشبرد امور، بحث مانور باز هم مطرح شد و سرانجام، در آذرماه فرمانده سپاه با دریافت نظرات و مسائل جدید، طى جلسه اى با آقاى هاشمى، خط جدید کارى را به نیروى زمینى سپاه ابلاغ کرد.
مطابق آخرین تصمیم گیرى و جمعبندى وضع موجود، براى انجام عملیات کربلاى 4 ، چهار زمین شلمچه، ابوالخصیب، منطقه مقابل جزیره ام الرصاص و جزیره مینو انتخاب شد. این چهار منطقه از نظر مانور آتش، و عقبه و پشتیبانى به یکدیگر وابستگى داشتند. از این رو، هر کدام به یک قرارگاه سپرده شد.
 نقشه منطقه عملیاتی کربلای چهار

شرح عملیات
طى چند روزى که به زمان عملیات باقى مانده بود بمباران و آتش توپخانه عراق روز به روز افزایش مى یافت. صبح روز سوم نیز اطراف پل فجر، نهر عرایض، سواحل کارون، اوایل جاده خرمشهر، حوالى ایستگاه هفت و برخى نقاط دیگر، بمباران شد و آتش توپخانه دشمن نیز فزونى یافت. پس از تاریک شدن هوا در روز سوم، (زمان آغاز عملیات) عراقى ها به ریختن فلز به وسیله هواپیما و شلیک منور دست زدند.
از ساعت 19 تا 21 بیش از پنج مورد گزارش در مورد اقدامات دشمن به قرارگاه مرکزى رسید. با آنکه اوضاع نگران کننده به نظر مى رسید، اما تحلیل کلى فرماندهى آن بود که شرایط عادى است. از ساعت 21 غواص ها به درون رودخانه رها شدند، اما پس از حدود نیم ساعت، در ساعت 35/21 برادر عزیز جعفرى اطلاع داد، دشمن با تیربار نیروها را زیر آتش گرفته است. این تحرک دشمن نیز مانند شب هاى گذشته عادى فرض شد، لذا دستور داده شد همه در ساعت 22‎/30 پاى کار باشند. اما ساعت 21‎/38 دقیقه لشکر 14 امام حسین (ع) خبر داد که دشمن روى خط، منور زیادى انداخته و داخل رودخانه نیز با تیربار به نیروها حمله کرده است. تمام این اقدامات دشمن داخل تنگه متمرکز شده بود. همان جایى که مى بایستى تاکتیک ویژه عملیات انجام مى گرفت.
در ساعت 22 ، فرمانده قرارگاه قدس اعلام کرد که لشکر 31 عاشورا متوقف شده است و امکان استفاده از لشکر 41 ثارالله (ع) نیز وجود ندارد، و تیربار دشمن در خط و روى آب نیروها را هدف قرار داده است در محور قرارگاه قدس لشکرهاى 14 امام حسین (ع)، 21 امام رضا (ع) و 31 عاشورا در ساعات نخست حمله و قبل از درگیرى، تلفات زیادى متحمل شدند. با این همه، فرمانده قرارگاه ابراز مى داشت، شرایط حاد نیست. عدم تحرک خاص دشمن در محورهاى قرارگاه هاى نوح، کربلا و نجف و نیز عادى بودن شرایط در آن محورها، موجب تقویت این برداشت فرماندهى شده بود، اما شرایط در محور قرارگاه قدس به کلى با شرایط محورهاى دیگر متفاوت بود.به هر صورت، حدود ساعت 22‎/08 با خبرهاى گوناگونى که رسید،  فرماندهى پى برد که دشمن تک را کشف کرده است. اما اوضاع به سختى قابل اداره و بازگشت به شرایط قبل از حمله بود و از سوى دیگر، هنوز تا اندازه اى امیدوارى وجود داشت. از این رو، در ساعت 22‎/30 سوم دى ماه 1365 رمز عملیات قرائت شد و یگان ها در تمام محورها عملیات را آغاز کردند و این در شرایطى بود که این بار، دشمن عملیات را آغاز کرده بود.
با آغاز حمله سراسرى در منطقه عملیاتى، در محور قرارگاه هاى نجف، قدس،  نوح و کربلا نیروها دست به پیشروى زدند و هدف هایى نیز تصرف شد. این وضعیت موجب آرامش در قرارگاه شد، اما در ساعت 24‎/10 دقیقه لشکر 14 امام حسین (ع) خبر داد،  این یگان نتوانسته است در جزیره بلجانیه قایق هاى حامل نیرو را پیاده کند و دشمن از سمت جزایر بوارین و ماهى مانع عبور این قایق ها شده و تعدادى از آنها نیز منهدم شده اند. قرارگاه قدس نیز اطلاع داد، نوک جزیره ماهى پاکسازى نشده است و دشمن روى تنگه به شدت تیراندازى مى کند.
در جزیره ام الرصاص، لشکرهاى 8 نجف، 14 امام حسین (ع)، 25 کربلا و 41 ثارالله وارد عمل شده و ضمن شکستن خط هاى اول دشمن،  پیشروى در عمق را آغاز کردند.
لشکر 25 که وارد جزیره ام الرصاص شده بود،  نتوانست تا صبح سرپل به دست آمده را توسعه دهد.
در محور قرارگاه نجف، لشکر 19 فجر توانست وارد پنج ضلعى شود و در محور دیگر نیز، لشکر 57 حضرت ابوالفضل پیشروى کرد. وضعیت در منطقه شلمچه از شرایط بهترى نسبت به سایر محورها برخوردار بود.
در منطقه جزیره مینو قرارگاه نوح - تیپ 33 المهدى - توانست خط را بشکند اما با نیروهاى دشمن مواجه شد که با سختى توانست پس از پاکسازى، با تیپ 32 انصارالحسین در خط اول الحاق کند. اما وجود آتش در جناح راست، این محور را تهدید مى کرد، در این حال، لشکر 7 ولى عصر (عج) نیز توانست وارد جزیره سهیل شود.
برپایه خبرهاى رسیده از اطلاعات قرارگاه خاتم (سپاه) دشمن دو اقدام اساسى را در دستور کار خود قرار داد: اول اجراى آتش روى دهانه کارون و تنگه، دوم جلوگیرى از پیشروى لشکر 19 فجر و لشکر 57 ابوالفضل در داخل پنج ضلعى در محور شلمچه.
علاوه بر این، در ساعت یک بامداد، رادیو عراق خبر حمله ایران را همراه با نقطه و محورهاى آن اعلام کرد، موضوعى که در گذشته سابقه نداشت. به ویژه در این خبر اعلام شد که این حمله بین سپاه هاى هفتم و سوم انجام گرفته است و لشکرهاى 11 و 15 درگیر هستند. این خبر، احتمال هوشیارى و آگاهى دشمن را از حمله، در ذهن فرماندهى بیشتر تقویت کرد.
پس از آن که عبور از تنگه (محور اصلى عملیات) ناممکن شد، عبور از جرایر ام الرصاص و ام البابى، محور تلاش جبهه خودى قرار گرفت. اما در ساعت 2‎/10 بامداد قرارگاه کربلا اطلاع داد که دهانه کارون از ناحیه پشت ام الرصاص،  زیر آتش دشمن قرار دارد و همه قایق هاى حامل نیروهاى تیپ انصار الحسین آسیب دیده اند. فرمانده قرارگاه نوح نیز وضع تیپ 33 المهدى را نامناسب گزارش کرد.
علاوه بر این، در ساعت 2‎/20 بامداد فرمانده لشکر ? نجف شرایط یگان خود را در جزیره ام الرصاص سخت توصیف کرد و این در حالى بود که انهدام وسیع قایق ها به دست دشمن، امکان انتقال نیرو را به جلو با مشکل مواجه کرده بود. ضمن آن که تردد نیروها به دلیل آتش دشمن به سختى امکانپذیر بود.
در ساعت 2‎/57 بامداد لشکر 7 ولى عصر (عج) اعلام کرد قایقى در اختیار ندارد و بخشى از جزیره سهیل را نیز پاکسازى نکرده است. در شلمچه نیز، لشکر 19 فجر و تیپ 57 ابوالفضل توان حفظ پنج ضلعى را نداشتند و در محور بوارین نیز مشکل به وجود آمده بود. از این رو، در ساعت 6‎/10 صبح به قرارگاه نجف اجازه داده شد، عقب نشینى کند.
اوضاع در قرارگاه دیگر نیز مساعد نبود، داخل جزیره ام الرصاص الحاق صورت نگرفته بود، لشکر 25 کربلا نتوانست سرپل خود را در جزیره ام البابى توسعه دهد، لشکر 8 موفق به پاکسازى هدف هاى خود در جزیره ام الرصاص نشد و تیپ انصارالحسین نیز نتیجه روشنى به دست نیاورد. یگان هاى دیگر نیز شرایط مشابهى داشتند. از این رو، فرماندهى با تشکیل جلسه اى دستور داد جزیره ام الرصاص حفظ شود و در محورهاى دیگر یگان ها عقب نشینى کنند. اما در پى اظهار خوش بینى چند تن از فرماندهان و دریافت برخى خبرها، بار دیگر براى ادامه عملیات امیدوارى ایجاد شد و برخى تلاش ها نیز صورت گرفت، اما از حدود ساعت 11 صبح عراق علیه مواضع رزمندگان دست به پاتک زد و سرانجام، در ساعت 23‎/45 دقیقه شب (چهارم) توقف عملیات اعلام شد.
بدین ترتیب، به منظور حفظ قوا و طراحى دوباره عملیات آتى، از ادامه نبرد اجتناب شد. در این عملیات، 985 تن از نیروهاى خودى شهید و 8071 تن مجروح شدند.
منبع : مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ
                       

[ دوشنبه 86/10/3 ] [ 11:51 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
امام خمینی(ره) : بسیج مدرسه عشق و مکتب شاهدان و شهیدان گمنامی است که پیروانش بر گلدسته های رفیع آن اذان شهادت و رشادت سر داده اند .

بنام خدا
دوستان همراه و همدل سلام
در هفته بسیج قرار داریم و روزی را که در ساعات پایانی آن هستیم ، سالروز صدور فرمان تاریخی معمار بزرگ انقلاب ، بزرگ بسیجی قرن حضرت امام خمینی (ره) که به بسیجی بودن خود افتخار می کردند ، می باشد.
راستش فرصت کافی برای بروز کردن وبلاگ نداشتم ولی حیفم اومد از هفته بسیج بگذرم و مطلبی در وبلاگ نذارم . اگر دوستان قدیمی یادشون باشه سال گذشته در همین ایام مطلبی تحت عنوان «بسیجی لبخند بزنه!!؟» نوشتم که به نظرم رسید
برای امسال هم از این مطلب استفاده کنم لذا این مطلب را تقدیم حضور شما دوستان گرامی می کنم . خوشحال می شوم از نظرات شما عزیزان بهره مند شوم .
*****************************************************************************

خُب هفته بسیج امسال هم مثل سالهای قبل اومد و رفت . برنامه هایی را بسیج و سایردستگاهها اجرا کردند که ما با اونها فعلا" کاری نداریم . اونچه که ذهن مرا به خود مشغول کرد عکسی بود که در یکی از این برنامه های تلویزیونی دیدم و البته قبلا" هم به دفعات دیده بودم و اون مربوط به تابلوئی هستش که روی اون با جمله معروف « بسیجی لبخند بزن » مزین شده ، با دیدن این نوشته ناخودآگاه این مطلب به ذهنم اومدکه بسیجی به چی ، به کی ، کجا و چرا لبخند بزند ؟
راستی تا حالا به این موضوع فکر کردید که اون زمونا بسیجی ها چرا لبخند می زدند ؟
چه
چی
زی یا چه چیزهایی باعث لبخند زدن بسیجی ها می شد ؟ البته دلایل مختلفی می توان بر
ای
این موضوع عنوان نمود که در اینجا به چند مورد آن اشاره می کنم .
اون زمونا بسیجی دلش خوش بود که در فضایی روحانی و معنوی زندگی می کنه !
اون زمونا مردم خیلی به فکر خودشون نبودند و همه به فکر یکدیگه بودند و در یاری به هم
سبقت می گرفتند !

اون زمونا جنگی بود ، شور و حالی بود ، عشق و فداکاری بود و جوونا در فضای دیگه ای
سیر می کردند !
اون زمونا پاتوق جونای ما مسجد و پایگاه بسیج بود و دل مشغولی هاشون جنگ و حواشی
اون بود !
اون زمونا فضای شهرهای ما عطر و بوی شهادت می داد و هر کوچه ای که رد می شدی
حجله ای از شهید اونو مزین کرده بود !
اون زمونا پوشیدن لباس خاکی برای جوونا ارزش بود و چفیه قداست خاصی داشت و پسرا
مردان ِمَـرد بودند!
اون زمونا دخترای ما حیا و عفت خود را به حراج نذاشته بودن و از بزک کردن و پوشیدن
لباسای تنگ و نیمه عریان خبری نبود !
اون زمونا از رانت و رانت خوری خبری نبود و هر کی که رأس کاری بود به فکر خدمت
بود .نه به فکر پُـر کردن جیب خود !
اون زمونا مسئولین بیشتر به فکر مردم بودند تا خودشون !
اون زمونا شهید همت بود ، خرازی و باکری ، زین الدین و آوینی و خیلی های دیگه بودند
و
بسیجی به بودن اینا دل خوش بود !
آره اون زمونا خیلی خوب بود خیلی ...
ولی دراین زمونه چرا بسیجی بخنده !؟
تواین زمونه بسیجی به بی توجهی مسئولین به یادگاران هشت سال دفاع مقدس ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به بی عدالتی ها در جامعه ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به فخر فروشی بچه مایه دارا که با بنز الگانس تو شهرها مانور
بی دینی و بی بندو باری میدن ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به آقازاده هایی که یک روز سختی این انقلاب را تحمل نکردند و در
ناز و
نعمت بزرگ شدن و در مناصب حساس به خدمت!!!! به این خلق الله مشغولن ،
بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به درد و رنج جانبازای شیمیایی که فریادرسی ندارن ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به اون پدر و مادر شهیدی که به خاطر نداشتن سر پناه ، صابخونه
ا
ثاثشونو ریخته تو خیابون ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به اون فرزند شهیدی که ضمن تحمل دوری پدرباید تمسخرفرزندان
بعضی از، ازما بهترون رو تحمل کنه ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به اون پسرایی که از اصل خود دور شده و دختر نما شدند ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به دخترکان بزک کرده که نیمه عریان و بدور از هرگونه حیا در
جامعه
جولان میدن ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به پدر و مادرایی که به فرزندان خود بی توجه بوده و روزگارخود
را در
کنار ماهواره و خوشگذرانی های کاذب سپری می کنند ، بخنده!؟
تواین زمونه بسیجی به رانت و رانتخوری بعضی ها که یک شبه ره صدساله رفته اند ،بخنده !؟
تواین زمونه بسیجی به حیف و میل بیت المال وپاداش های میلیونی مدیران و حقوق های
آن
چنانی برخی نورچشمی ها ، بخنده!؟
راستی بسیجی دیگه باید به چه چیزایی بخنده!؟
واگر شما یک بسجی هستید یا اگریک بسیجی بودید ، تو این زمونه به چه چیزهایی لبخند می زدید؟
منتظر نظرتون هستم .
التماس دعا


[ دوشنبه 86/9/5 ] [ 10:20 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

بنام خدا
سلام دوستان عزیز
با کمی تأخیر ، عید سعید فطر را به همه روزه داران واقعی تبریک و تهنیت عرض می نمایم .
27 مهرماه یادآور عملیات والفجر چهار در سال 1362 می باشد . مرحله اول این عملیات توسط رزمندگان اسلام در منطقه دشت شیلر و شرق شهر پنجوین استان سلیمانیه عراق آغاز شد . لشکرهای 14 امام حسین(ع) ، 8 نجف اشرف ، 25 کربلا ، 31 عاشورا و 17 علی بن ابی طالب(ع) از سپاه به همراه شماری از یگان های نیروی زمینی ارتش وارد عمل شدند . دشت شیلر با فرورفتگی در داخل خاک ایران در مرز دو کشور ایران و عراق ، در حد فاصل شهرهای مریوان - در جنوب - و بانه - در شمال - بستر این نبرد حماسی بود . در طی سه شبانه روز - 27 تا 29 مهرماه - مراحل یکم و دوم عملیات انجام شد و از دو محور بانه و مریوان ، پیشروی نیروهای خودی به داخل خاک عراق صورت گرفت . طی این دو مرحله ، ارتفاعات لری ، گرمک و کنگرک از محور شمالی (بانه) و ارتفاعات مارو ، خلوزه و زله (پنجوین) از محور جنوبی (مریوان) به تصرف رزمندگان اسلام در آمدند . واحدهای تابعه سپاه یکم ارتش عراق از دشت شیلر و پادگان گرمک ، هراسان گریختند و به شرق رودخانه قزلچه ، دشت و شهر پنجوین پناه بردند . اما هنوز مراحل دشوارتری از نبرد والفجر4 باقی مانده بود...
************************************************************************
در پایان این عملیات شهید گرانقدر حاج محمد ابراهیم همت سخنانی ایراد نمود که مناسب دبدم در اینجا تقدیم شما دوستان عزیز نمایم .
از خداوند توفیق ادامه راه شهیدان و زنده نگهداشتن یاد و خاطره آن بزرگواران را مسئلت داریم .
************************************************************************************************
سخنرانی حاج همت در خاتمه عملیات والفجر چهار

حاج محمد ابراهیم همت

بسم الله الرحمن الرحیم
در عملیات و الفجر چهار سرداران بزرگی را از دست دادیم و بسیجیان گمنامی که شاید قادر به شناختشان نبودیم. این شهادت ها بایستی ما
را در ادامه راه مصرتر و پافشرده تر کند.
همه شما معتقد به این مطلب هستید که جهاد یکی از درهای بهشت است و قشنگ تر ،مأنوس تر و زیباتر از کلمه شهادت در تاریخ نداریم.به
همین مناسب است که وقتی به کلمه شهید می رسیم می بینیم که در روز قیامت و زمان بازخواست خداوند چه احترامی بر شهید می
گذارد. بنابر بر روایات اولین قطره خون که بر زمین چکیده می شود تمام گناهانش بخشیده می شود.
در زندگی بعد از مرگ مرحله ای داریم به نام پل صراط.برای رفتن و داخل شدن به قیامت و جواب دادن به خدا.شهید این مرحله را نخواهد
داشت.
با شروع عملیات والفجر چهار ضربه دیگری توی پوز دشمن زده شد.از میله مرزی که رد می شویم بیش از نهصد کیلو متر مربع در این
عملیات آزاد شده است.در صحبت هایی که برای بچه ها می کردم گفتم که در خیلی از کارها خداوند ما را آزمایش می کند.همه اش این نیست
که پیروزی بدهد.اگر تند تند پیروزی بدهد-می دانید که وضع بشر خراب است-هوای نفس بر او غلبه می کند.یک دفعه که دو سه تا موفقیت
داده شد می بینی که زیر بغلش دو سه تا هندوانه است و فکر می کند توی آسمان با ملائکه و فرشتگان پرواز می کند.این است که دو سه
عملیات محکم و همراه با پیروزی که شد باید سختی کشید"و ما رمیت اذ رمیت"فکر نکنید شما این گلوله ها را می زنید خداست که تیرها را
هدایت می کند خدا می خواهد شما را که دارید می روید صدا بزند تا حواستان باشد چه کار می کنید.این نباشد که اگر یک عملیات با سختی
همراه شد یک  ارتفاع گرفته نشد یا اصلا هدف انهدام دشمن بود برای بچه ها سخت باشد...چیزی که می خواهم به شما بگویم این است که
همه جا صحنه آزمایش است...خیلی از بچه های گمنام ،شریف و به قول فرمانده دلاور تیپ عمار لشگر ما شهید اکبر حاجی پور"دریا دل"که گمنام به شهادت رسیدند،آنان خیلی عظمت داشتند.فقط خدا عظمت آنها را می داند ما قادر نیستیم بدانیم چون از عالم غیب بی خبریم... .ما
چاره ای نداریم جز این که مرد باشیم راه این شهدا را ادامه دهیم.خداوند همه را آزمایش می کند.در جنگ بدر پیروزی به مسلمانان
میدهد،بعد همه بر سر غنائم دعوا می کنند.دنبال غنائم نباشید.دعوا نکنید.خدا غضب می کند و در جنگ احد شکست می خورند.مگر خداوند
نگفت:"نصر من الله و فتح قریب"نگوییم پس کو این پیروزی.چرا این قدر کشته دایم تا موفق شدیم.خداوند در سوره آل عمران ..اشاره می
کند:آی آدم ها،فقط شما کشته نداده اید.دشمن هم کشته داده.خدا شما را آزمایش کرد.پیروزی و شکست دست خداست.شما برای خدا نجنگیدید 
و خدا هم به شما شکست داد.اشکال را در خودتان ببینید.

حاج محمد ابراهیم همت

ما باید ثابت قدم باشیم.خدا شاهد است که این صحنه هایی که دارد از مقابل چشمان ما میگذرد کمتر از صحنه های قبل از اسلام نیست.در صدر اسلام آقا ابا عبدالله(ع)،هفتاد و دو تن یارداشت.همه اش هفتاد و دو تن بودند که میروند وشهید می شوند.الان چیز دیگری دارد اتفاق می افتد.صحنه ای از بچه های تخریب لشگر برایتان تعریف میکنم .در مرحله دوم رسیدند به سیم خاردار یکی در گردان مالک روی سیم خاردار می خوابدو می گوید:"پایتان را روی من بگذارید و رد شوید"بچه های بسیج پا بر روی پشتش می گذارند و می گذرند.او روی سیم خاردار می میرد.یک مین زیر شکمش منفجر می شود و شهیدش می کند.
کسی این قدر عاشق!مگر عشق بدون شناخت می شود!عشق بدون شناخت معنا ندارد...این شناخت می خواهد که یکی روی مین بخوابد....تا درک نباشد نیت ها پاک نمی شود.
به عنوان یک برادر کوچک خواهش می کنم برای دیدن خانواده شهدا به منازل این عزیزان بروید و به آنها سر کشی کنید.ان شاءالله راهی تهران که شدید برای روز هجدهم آذر 1362 در نماز جمعه دانشگاه تهران حضور پیدا کنید.دعا برای سلامتی امام عزیز فراموش نشود.
والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته
          


[ دوشنبه 86/7/23 ] [ 4:21 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
مسابقه بزرگ وبلاگ نویسی معبر تمدید شد
لطفاً روی عکس کلیک کنید
****************************************
بنام خدا
دوستان همدل و همراه سلام
در آستانه هفته دفاع مقدس قرار داریم و یک بار دیگر خاطره آن روزهای فراموش نشدنی
تکرارمی شود .
در31 شهریورماه سال 59 رژیم بعث عراق به نمایندگی از سوی استکبار جهانی به رهبری
آمریکای جنایتکار بایورش همه جانبه و سراسری خود از زمین ، هوا و دریا به خاک مقدس
ایران اسلامی ، جنگی خانمانسوز را به امید فتح سه روزه تهران و اضمحلال و نابودی
انقلاب نوپای اسلامی ایران آغاز نمود که هشت سال به طول انجامید .
استعداد نیروی زمینی ارتش عراق در آغاز تهاجم ، بالغ بر 48 یگان بود که شامل 12 لشگر
مرکباز 5 لشگر پیاده ، 5 لشگر زرهی ، 2 لشگر مکانیزه و همچنین 15 تیپ مستقل شامل
10 تیپ پیاده ، یک تیپ زرهی ، یک تیپ مکانیزه و3 تیپ نیروهای مخصوص به اضافه تیپ
10 گارد جمهوری و نیز نیروهای گارد مرزی شامل 20 تیپ مرزی بود .
همچنین ماشین نظامی عراق با بهره مندی کامل از تجهیزات نظامی نظیر 800 قبضه توپ ،
5400 دستگاه تانک و نفربر ، 400 قبضه توپ ضد هوایی ، 366 فروند هواپیما و 400
فروند هلی کوپتر ازآمادگی عملیاتی مناسبی برخوردار بود .
دفاع مقدس
سایه سهمگین تهاجم سراسری ارتش عراق در اوضاع نابسامان سیاسی و اقتصادی کشور
بر پیکر ملت و مسئولین ایران سنگینی می کرد . در چنین اوضاع و احوالی ، همه دیدگان
به تدابیر امام خمینی (ره) دوخته شده بود . امام راحل (ره) هم خوب می دانست که تنها
او باید در آن شرایط حساس حرف آخر را بزند ؛ بنابراین در سخنانی عنصر ایمان و توکل
به خدا را بزرگ ترین قدرت و توانایی دانست و قدرت دشمن را در برابر آن ناچیز تلقی
کرد و فرمود : « من از ملت بزرگ ایران خواهانم که در هر مسئله ای که پیش خواهد
آمد ، قوی باشند ، قدرتمند باشند ، متکی به خدای تبارک و تعالی باشند و از هیچ چیز باک
نداشته باشند . ما از آن قدرتهای بزرگ نترسیدیم ، این (صدام) که قدرتی ندارد ، عراق که
چیزی نیست .»
این سخنان ملکوتی امام راحل (ره) که از قلب مطمئن و جان آرام او سرچشمه می گرفت
روحیه مردم و مسئولین را تقویت و اتکال آنها را به خدا بیشتر کرد و انگیزه دفاع و مبارزه
با دشمن را در آنان به ویژه جوانان جان برکف میهن اسلامی بالا برد .
دفاع مقدس
مردم غیور ایران اسلامی اعم از زن و مرد ، پیر و جوان ، شهری و روستایی ، کارمند
و بازاری ، همه و همه به تبعیت از فرمان پیر و مرادشان در صحنه حاضرشدند و کاری
کردند کارستان .
با سپری شدن چند ماهی از شروع جنگ سپاهیان دلاور اسلام ابتکار عمل جنگ رادر
دست گرفتند و با انجام عملیاتهای غرورآفرین ثامن الائمه(ع) ، فتح المبین ، بیت المقدس
و ... خاک مقدس جمهوری اسلامی را از لوث وجود دشمن پلید پاک وبا تقدیم هزاران شهید
و جانباز اجازه نداند حتییک وجب از این سرزمین در دست اجنبی باقی بماند و چنان درسی
به متجاوزین دادند که تا تاریخ هست نقل این حماسه ها سینه به سینه و نسل یه نسل روایت
خواهد شد و دشمنان این ملت و سرزمین هیچگاه به خود اجازه نخواهند داد تا تجاوز دیگری
را تدارک ببینند .
       یاد و خاطره همه شهدای گرانقدر دفاع مقدس را گرامی می داریم 
        و با ارواح طیبه آن عزیزان عهد و میثاق می بندیم که ادامه دهنده
                                      راه مقدسشان باشیم .

[ جمعه 86/6/30 ] [ 6:32 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

خورشید اینجا عشق اینجا گنج اینجاست/ مهمانسرای کربلای پنج اینجاست/ این خاک گلگون تکه ای از آسمان است/ اینجا عبادتگاه فوجی بی نشان است
موضوعات وب
طراح قالب
امکانات وب


بازدید امروز: 67
بازدید دیروز: 183
کل بازدیدها: 1025743