خاطرات دست بردار نیستند
یاد آن روزهایمان :
ار پی جی به دست پشت خاکریز
عراقی ها در چند متری
- اون تانک.... تانک
-حاجی؟ حاجی کجاست؟
-سید....سید به گوشم
و یک موج انفجار همه جا را با خاک یکسان کرد
تو شهید شدی و من اما با عکس تو در دست جا مانده ام
 میان آب و آتش رفتی و من هرچه دویدم نرسیدم