گل تقدیم شماسالشمار زندگانی

نام و نام خانوادگی: مهدی باکری

فرزند: فیض الله

شماره شناسنامه: 16

ولادت: فروردین ماه 1333 شمسی - میاندوآب

1352: ورود به دانشگاه تبریز در رشته مهندسی مکانیک و آغاز فعالیت ها و مبارزات سیاسی

1356: فارغ التحصیل رشته مکانیک از دانشگاه آذر آبادگان تبریز

1357: ترک پادگان محل خدمت سربازی در آستانه پیروزی انقلاب با فرمان عمومی امام

1358: عضویت در سپاه و سازماندهی این نهاد در آذربایجان غربی و دادستان دادگاه انقلاب ارومیه

15/5/ 1359: انتصاب به سمت شهردار ارومیه

2/7/ 1359: عضو شورای جهاد سازندگی آذربایجان غربی

9/8/1359: باز گشت به سپاه و مبارزه با منافقین و معاندین تجزیه طلب با سمت فرمانده عملیات سپا ه آذربایجان غربی

11/8/1359: ازدواج باخانم صفیه مدرس

12/8/1359: عزیمت به مناطق جنوب( ایستگاه 7 آبادان)

5/7/1360: حضور در عملیات حصر آبادان ( ثامن الا ئمه)

01/01/1361: معاون فرماندهی تیپ 8 نجف اشرف در عملیات فتح المبین

01/02/1361 :معاون فرماندهی تیپ 8 نجف اشرف در عملیات بیت المقدس(فتح خرمشهر)

22/04/1361: فرمانده همه تیپ های 31عاشورا در عملیات رمضان(شلمچه)

09/07/1361: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات مسلم بن عقیل(سومار)

17/11/1361: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات والفجر مقدماتی(فکه و چزابه)

21/01/1362: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات والفجر1 (فکه و میسان)

29/04/1362: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات والفجر2(پیرانشهر ـ حاج عمران)

27/07/1362: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات والفجر4(پنجوین)

03/12/1362: فرمانده لشکر 31عاشورا در عملیات خیبر(جزایر مجنون)

19/12/1363: فرمانده لشکر 31عاشورا درعملیات بدر(هورالهویزه)

25/12/1363: پس از سالها  پایداری سرانجام در عملیات بدر در منطقه هورالعظیم(آبهای دجله) در نبردی تن به تن با خیل عظیم نیروهای دشمن حماسه عاشقانه خویش را به نمایش گذاشت و در اثر اصابت گلوله از ناحیه سر مجروح گشت و پیکر بی جانش در زورقی شکسته به دریا پیوست.

نقش شهید در دفاع مقدس

بعد از شهادت سردار دلیر اسلام "شهید مهدی امینی"که ضد انقلاب فکر می کرد بعد از شهید نیروهای انقلاب در منطقه متلاشی خواهند شد، شهید مهدی باکری در آن شرایط حاد پرچم شهید "مهدی امینی" را بدست گرفته و سبکبال و امیدوار با حضورش در سنگر "شهید امینی" گل های امید را در دل های حامیان انقلاب شکوفا ساخت.

مهدی در موقعیتی که اهواز زیر آتش توپحانه دشمن تجاوزگر بود همسرش را نیز به اهواز برد. بعد از مدت ها حضور مداوم در جبهه، شهید باکری با سمت معاون تیپ نجف اشرف در عملیات بیت المقدس شرکت جست و شاهد پیروزی های سپاه اسلام بر جنود کفر بود. در مرحله دوم عملیات بیت المقدس در ایستگاه حسینیه از ناحیه پشت زخمی شد و در مرحله سوم با اینکه زخمی بود به قرارگاه فرماندهی رفت تا برادران بسیجی را از پشت بی سیم هدایت کند.

در عملیات رمضان با سمت فرماندهی تیپ عاشورا به نبرد بی‌امان در داخل خاک عراق پرداخت و این بار نیز مجروح شد، اما با هر نوبت مجروحیت، وی مصمم تر از پیش در جبهه‌ها حضور می‌یافت و بدون احساس خستگی برای تجهیز، سازماندهی،‌ هدایت نیروها و طراحی عملیات، شبانه‌روز تلاش می‌کرد.

در عملیات مسلم بن عقیل با فرماندهی وی بر لشکر عاشورا و ایثار رزمندگان سلحشور، بخش عظیمی از خاک گلگون ایران اسلامی و چند منطقه استراتژیک آزاد شد.

شهید باکری در عملیات والفجر مقدماتی و والفجر یک، 2، 3 و 4 با عنوان فرمانده لشکر عاشورا، به همراه بسیجیان غیور و فداکار، در انجام تکلیف و نبرد با متجاوزین، آمادگی و ایثار همه‌جانبه‌ای را از خود نشان داد.

در عملیات خیبر زمانی که برادرش حمید به درجه رفیع شهات نایل آمد، با وجود علاقه خاصی که به او داشت، بدون ابراز اندوه با خانواده‌اش تماس گرفت و چنین گفت، شهادت حمید یکی از الطاف الهی است که شامل حال خانواده ما شده است و در نامه‌ای خطاب به خانواده‌اش نوشت:«من به وصیت و آرزوی حمید که باز کردن راه کربلا می‌باشد همچنان در جبهه‌ها می‌مانم و به خواست و راه شهید ادامه می‌دهم تا اسلام پیروز شود. »

تلاش فراوان در میادین نبرد و شرایط حساس جبهه‌ها باعث شد که از حضور در تشییع پیکر پاک برادر و همرزمش که سال ها در کنارش بود باز بماند. برادری که در روزهای سراسر خطر قبل از انقلاب، در مبارزات سیاسی و در جبهه‌ها پا به پای مهدی، جانفشانی کرد.

با تشکیل لشکر عاشورا، این رهرو واقعی حسین(ع) خیمه گاه حسینیان را در مقابل یزیدیان برپا ساخته و با هوش و ذکاوت و تدبیر نظامی بالایی که داشت لشکر عاشورا را به عنوان لشکری برای دفاع از کیان اسلامی سازمان دهی کرد.

نقش شهید باکری و لشکر عاشورا در حماسه قهرمانانه خیبر و تصرف جزایر مجنون و مقاومتی که آنان در دفاع پاتک‌های توانفرسای دشمن از خود نشان دادند بر کسی پوشیده نیست.

در مرحله آماده‌سازی مقدمات عملیات بدر، اگرچه روزها به کندی می‌گذشت اما مهدی با جدیت همه نیروها را برای نبردی مردانه و عارفانه تهییج و ترغیب کرد و چونان مرشدی کامل و عارفی واصل آنچه را که مجاهدان راه خدا و دلباختگان شهادت باید بدانند و در مرحله نبرد بکار بندند، با نیروهایش درمیان گذاشت.

یادش گرامی و نامش جاودان باد