سفارش تبلیغ
صبا
شلمچه
 
لینک دوستان
امام خمینی(ره) : از شهدا که نمی شود چیزی گفت شهدا شمع محفل دوستانند ، شهدا در قهقهه مستانه شان و در شادی  وصولشان « عند ربهم یرزقون» اند

سبکبالان سبک پرواز کردند
بـه عشق کربلا پر باز کردند

بـه اوج قـلـه عشــق آرمیـدنـد
شهادت
را چوجام می چشیدند

دلم تنگ است ازجاماندن خود
از این درعمق دریاماندن خود

دلم پر می کشد سـوی رفـیقـان
کجایید ای شهیدان ای شهیدان

زمان عاشقی ای داد من رفت
قنوت سجده هاای دادمن رفت

نشـان عـاشـقـی دیگـر نــدارم
پــرم بشکسته دیگر پـر ندارم

خـداونـدا چـرا بـالـم شـکـستـه
به رویم درب آن میخانه بسته

کنون چشمی به می ازدوردارم
امـیــد بـــاده ای از نــور دارم

بــده ساقی نکن تــو نــاامـــیدم
دوبــاره تشنــه جـام شـهـــیـد
م

بنــوشــان بــاده نــاب
بسیـجی
بده برمن تب و تاب بسیـجی

مرا سیراب کن از باده واشک
که من گم کرده ام سجاده واشک

« یوسف تیموری »


[ جمعه 87/8/17 ] [ 11:0 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
رهبر فرزانه انقلاب می فرمایند : زنده نگهداشتن یاد حادثه شهادت دانش آموز بسیجی ، شهید فهمیده از اصالت های دوران دفاع مقدس می باشد

شهید محمد حسین فهمیده
هشتم آبان هر سال یادآور حماسه بزرگ مردی است که علیرغم سن کم ، درسی فراموش ناشدنی

به دوست و دشمن داد !دوستان از ایمان و شجاعت و رشادت وی درس گرفتند و راه و منش وی را

ادامه دادند و دشمنان از ضربه بزرگی که این نوجوان 13 ساله به آنان وارد کرد تا مدتها مات و مبهوت

بودند و فهمیدند ایران بیشه شیران است و سن و سال برای این ملت سلحشور ملاک ایثار و فداکاری

نیست بلکه این ایمان و اخلاص است که گذشت و فداکاری را به همراه خود میاورد .

شهید محمد حسین فهمیده از تبار عاشوراییان بود و با اقتدا به مولا و مقتدای خویش وارد صحنه کارزار

با دشمن بعثی شد و در جایی که احساس کرد باید به دشمن درسی فراموش ناشدنی بدهد ، نارنجک

به کمر بست و به زیر تانک دشمن رفت و ضمن انهدام تانک خصم زبون به فیض عظمای شهادت نائل آمد .



روحـش شـاد و راهـش مستـدام بـاد



*******************************
برای مشاهده لینک مرتبط اینجا کلیک کنید


[ چهارشنبه 87/8/8 ] [ 1:0 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
شهادت ششمین اختر سپهر امامت و ولایت ، بنیانگذار مذهب شیعه جعفری ، حضرت امام جعفر صادق (ع) را خدمت شما عزیزان تسلیت و تعزیت عرض می نمایم و از خداوند متعال مسئلت دارم تا ما را از شیعیان واقعی قرار دهد

سکوت؛گوش کن، صدای خس‌خس می‌آید، اما نه اشتباه نکن، این بار خش‌خش برگ‌های پاییزی نیست که تو را به نرمی و لطافت وا دارد،خس‌خس سینه‌های دردمند و فراموش شده‌ای است که هر کدام نشان و یادگاری از سال‌ها فداکاری و عشق با خود دارد ، خس‌خس سینه‌هایی که گویی فقط یک سخن دارند. سرفه‌هایم فریاد بیزاری من از تجاوز و تاولهایم حساسیتی است که بهشفای همه جانبازان عزیز صلوات آن دارم.
ای کاش بودی و تاولهایش را می‌دیدی، نه، اصلاً چهره‌های مظلومی را که هر از چندگاهی نفسی مهمان حنجره زخم خورده‌شان بود و بس و آن وقت باز هم بدنت مورمور می‌شود، پس چشمانت را ببند ، اصلاً همان بهتر که فقط از پشت شیشه‌های مات قاب جادویی گاه نظاره‌گر چند کپسول اکسیژن و سرنگ‌های مرفینی باشی که شاید نمادی از نفس تنگی و مریضی یک بیمار است و آن وقت من و تو...
از در بیمارستان که وارد می‌شوی، بوی مواد ضدعفونی کننده تنها بوی آشنایی است که مشامت را می‌آزارد و آن وقت بقیه فضا تو را مجبور می‌کند که چشم بسته تا طبقه دهم بالا بروی و فضای طبقه دهم فضایی بدتر از طبقه‌ همکف بیمارستانی است که سالهاست نام آشنای جانبازان شیمیایی هشت سال دفاع مقدس است. در هر اتاقی و روی هر تختی چشمانی را منتظر و دوخته به در می‌بینی، یکی با نگاه به چهره ملاقات‌کنندگان با زبان بی‌زبانی از همگی تشکر می‌کند که این بار نیز او را فراموش نکرده‌اند و دیگری هر از چندگاهی نگاه غمگین خود را اول به در و بعد به دیوار می‌دوزد که انگار قرار نیست، هیچ احدی از آن وارد شود.
در اتاقش باز است ، حسین نادری را می‌گویم ، گاهی به هم اتاقی خود که چشمانش را فدای عشق کرده، نگاه می‌کند و گاهی با چشمانش توپی را تعقیب می‌کند که خیلی‌ها برای به دست آوردنش در تب و تابند. نمی‌دانم چه رابطه‌ای می‌توان بین جام جهانی فوتبال و میدان جنگ برقرار کرد ، همین قدر می‌دانم که هر دو هم توپ دارند و هم میدان. دو طرف هم، مقابل هم قرار گرفته‌اند یکی زور بیشتری دارد و دیگری برای دفاع از جایگاهش...
وارد اتاقش که می‌شویم نگاهمان می‌کند، جواب سلاممان را می‌دهد. خیلی خوش آمدید... نمی‌تواند بنشیند، پایش مشکل دارد و چند روز دیگر باید عمل کند. او میزبان است و ما میهمان و شرمنده او. بویی که در همه ساختمان بیمارستان پیچیده، اتاق نادری را هم بی‌نصیب نگذاشته است، مشکلی که نادری هم از آن شکایت دارد اما آن قدر چشمانش دریایی است و دلش آسمانی، که همه چیز را فراموش می‌کنیم و در چشمانش غرق می‌شویم. از خودش که می‌گوید دلش هم دریایی می‌شود و تمام وجود ما محو سخنان و نگاهش. جانباز 70 درصد است و یادگار عملیات کربلای یک و آزادسازی مهران در سال 65. در تیپ ایثار « لشکر 27 محمدرسوال الله (ص)» خدمت می‌کرد که به اسارت در آمد، اما چهار سال و هشت ماه تحمل دوری از وطن و عشق نزدیکی به اربابش حسین (ع) او را از پا نیانداخت.
از اسارت که سخن می‌راند گویی تمام دلش دربند است، دربند گنبدهای غریبی که غریب‌تر از همیشه‌اند و ضریح شش گوشه‌ای که در مظلومیت خاندانش هنوز می‌گرید. می‌گوید: فشارهای روحی و شکنجه‌های جسمی اسارت برایم هیچ دردی نداشت، اما نگاه‌ها و فشارهای حالا بیشترین درد را بر دلمان می‌گذارد، اینجا( بیمارستان) فقط به حرفمان گوش می‌کنند، اما دریغ از عمل .
و باز شکوه از بی‌حرمتی به جانبازان.« اگر به درد جانبازان نمی‌رسند حداقل نگذارند با زجر بمیریم». این را می‌شد از چشمانش خواند:
«تنها یک خواهش. حرمت ما را از بین نبرند، ما به خاطر دفاع از دین و ناموسمان جنگیدیم و حال که یک مرده متحرک بیش نیستیم، این گونه ما را بی‌حرمت نکنند».
منبع : سایت تبیان

[ سه شنبه 87/7/30 ] [ 11:16 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

شادی ارواح طیبه شهدا صلوات

شب میلاد مولا علی (ع) در کنار سنگر نشسته بود و قرآن می خواند . مؤذن سنگر اطلاعات

عملیات بود و فرمانده یک تیم اطلاعاتی . چند دقیقه بیشتر به اذان نمانده بود که خمپاره ای

در آغوشش گرفت .

برای شهید «‏ سید مهرداد نعیمی » دو مزار ساخته اند ‍؛ یکی در محور مقدم طلائیه و دیگر

در زادگاهش صومعه سرا که هر مزار ، بخشی از بدنش را به یادگار در خویش می فشارد .

من پاره های گوشت و حتی موهای جوگندمی سید را روز بعد از شهادتش در همان طلائیه

دیدم ؛ وقتی که نصف سالم بدنش را شب پیش با خود به معراج برده بودند .

دو ، سه روز بعد در وصیت نامه اش چنین خواندم : 

خداوندا ! از تو می خواهم که هنگام شهادت پیکرم را هزاران تکه کنی تا هر تکه ای ،

تکه ای از گناهانم را با خود ببرد . 

     ( راوی ؛ برادر عبدالرضا رضایی نیا )      


[ جمعه 87/7/19 ] [ 11:42 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
سردار شهید مهدی زین الدین
سردار شهید مهدی زین الدین
فرمانده دلاور لشکر علی بن ابیطالب(ع) :

اولین شرط لازم برای پاسداری از اسلام ، اعتقاد داشتن به امام حسین (ع) است .

هیچ کس نمی تواند پاسداری از اسلام کند در حالی که ایمان و یقین به اباعبدالله الحسین (ع)

نداشته باشد . اگر امروز ما در صحنه های پیکار می رزمیم و اگر امروز ما پاسدار انقلابمان

هستیم و اگر امروز پاسدار خون شهدا هستیم و اگر مشیت الهی بر این قرار گرفته که به دست

شما رزمندگان و ملت ایران ، اسلام در جهان پیاده شود و زمینه ظهور حضرت امام زمان(عج)

فراهم گردد بواسطه عشق ، علاقه و محبت به امام حسین(ع) است .
*************************************************
لینک مرتبط (کلیک کنید)

[ جمعه 87/7/12 ] [ 7:59 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

سردار خیبر ، شهید حاج محمد ابراهیم همت

فرازی از وصیت نامه شهید همت :
پدر و مادر ! من زندگی را دوست دارم ، ولی نه آنقدر که آلوده اش شوم و خویش را فراموش و گم کنم ، علی وار زیستن و علی وارشهید شدن و حسین وار زیستن و حسین وار شهید شدن رادوست دارم . الگوهای جاوید یک مؤمن از بندهای هوی و هوس رستن است و من این الگو را نیزدوست داشتم ، شهادت در قاموس اسلام کاری ترین ضربات را بر پیکر ظلم و شرک و الحاد می زند و خواهد زد ، تاریخ اسلام این را ثابت کرده است .


[ شنبه 87/7/6 ] [ 1:43 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]


ایام سوگواری شهادت اول مظلوم عالم ، فاتح خیبر ،
حیدر کرار ، مولی الموحدین ، امیرالمؤمنین ، حضرت علی (ع)
را به همه شیعیان جهان خصوصاً هموطنان عزیز
تسلیت و تعزیت عرض می نمایم .
********************************************

بنام خدا
دوستان همدل و همراه سلام
در آستانه هفته دفاع مقدس قرار داریم و یک بار دیگر خاطره آن روزهای فراموش نشدنی
تکرارمی شود .
در31 شهریورماه سال 59 رژیم بعث عراق به نمایندگی از سوی استکبار جهانی به رهبری
آمریکای جنایتکار بایورش همه جانبه و سراسری خود از زمین ، هوا و دریا به خاک مقدس
ایران اسلامی ، جنگی خانمانسوز را به امید فتح سه روزه تهران و اضمحلال و نابودی
انقلاب نوپای اسلامی ایران آغاز نمود که هشت سال به طول انجامید .
استعداد نیروی زمینی ارتش عراق در آغاز تهاجم ، بالغ بر 48 یگان بود که شامل 12 لشگر
مرکب از 5 لشگر پیاده ، 5 لشگر زرهی ، 2 لشگر مکانیزه و همچنین 15 تیپ مستقل شامل
10 تیپ پیاده ، یک تیپ زرهی ، یک تیپ مکانیزه و3 تیپ نیروهای مخصوص به اضافه تیپ
10 گارد جمهوری و نیز نیروهای گارد مرزی شامل 20 تیپ مرزی بود .
همچنین ماشین نظامی عراق با بهره مندی کامل از تجهیزات نظامی نظیر 800 قبضه توپ ،
5400 دستگاه تانک و نفربر ، 400 قبضه توپ ضد هوایی ، 366 فروند هواپیما و 400
فروند هلی کوپتر ازآمادگی عملیاتی مناسبی برخوردار بود .

هفته دفاع مقدس گرامی باد

سایه سهمگین تهاجم سراسری ارتش عراق در اوضاع نابسامان سیاسی و اقتصادی کشور
بر پیکر ملت و مسئولین ایران سنگینی می کرد . در چنین اوضاع و احوالی ، همه دیدگان
به تدابیر امام خمینی (ره) دوخته شده بود . امام راحل (ره) هم خوب می دانست که تنها
او باید در آن شرایط حساس حرف آخر را بزند ؛ بنابراین در سخنانی عنصر ایمان و توکل
به خدا را بزرگ ترین قدرت و توانایی دانست و قدرت دشمن را در برابر آن ناچیز تلقی
کرد و فرمود : « من از ملت بزرگ ایران خواهانم که در هر مسئله ای که پیش خواهد
آمد ، قوی باشند ، قدرتمند باشند ، متکی به خدای تبارک و تعالی باشند و از هیچ چیز باک
نداشته باشند . ما از آن قدرتهای بزرگ نترسیدیم ، این (صدام) که قدرتی ندارد ، عراق که
چیزی نیست .»
این سخنان ملکوتی امام راحل (ره) که از قلب مطمئن و جان آرام او سرچشمه می گرفت
روحیه مردم و مسئولین را تقویت و اتکال آنها را به خدا بیشتر کرد و انگیزه دفاع و مبارزه
با دشمن را در آنان به ویژه جوانان جان برکف میهن اسلامی بالا برد .

هفته دفاع مقدس گرامی باد

مردم غیور ایران اسلامی اعم از زن و مرد ، پیر و جوان ، شهری و روستایی ، کارمند
و بازاری ، همه و همه به تبعیت از فرمان پیر و مرادشان در صحنه حاضرشدند و کاری
کردند کارستان .
با سپری شدن چند ماهی از شروع جنگ سپاهیان دلاور اسلام ابتکار عمل جنگ رادر
دست گرفتند و با انجام عملیاتهای غرورآفرین ثامن الائمه(ع) ، فتح المبین ، بیت المقدس
و ... خاک مقدس جمهوری اسلامی را از لوث وجود دشمن پلید پاک وبا تقدیم هزاران شهید
و جانباز اجازه نداند حتی یک وجب از این سرزمین در دست اجنبی باقی بماند و چنان درسی
به متجاوزین دادند که تا تاریخ هست نقل این حماسه ها سینه به سینه و نسل یه نسل روایت
خواهد شد و دشمنان این ملت و سرزمین هیچگاه به خود اجازه نخواهند داد تا تجاوز دیگری
را تدارک ببینند . 
                 یاد و خاطره همه شهدای گرانقدر دفاع مقدس را گرامی می داریم 

                  و با ارواح طیبه آن عزیزان عهد و میثاق می بندیم که ادامه دهنده 

                                           راه مقدسشان باشیم .

         

ویژه نامه هفته دفاع مقدس را اینجا ببینید


[ جمعه 87/6/29 ] [ 9:35 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

بعضی از آنها که خون نوشیده‌اند
ارث جنگ عشق را پوشیده‌اند
عده‌ای « حسن‌القضا » را دیده‌اند
عده‌ای را بنزها بلعیده‌اند
بزدلانی کز هراس ابتر شدند
از بسیجیها بسیجی‌تر شدند
آی، بی‌جانها ! دلم را بشنوید
اندکی از حاصلم را بشنوید
تو چه می‌دانی تگرگ و برگ را
غرق خون خویش، رقص مرگ را
تو چه می‌دانی که رمل و ماسه چیست
بین ابروها رد قناصه چیست
تو چه می‌دانی سقوط « پاوه » را
« باکری » را « باقری » را « کاوه » را
هیچ می‌دانی « مریوان » چیست؟ هان !
هیچ می‌دانی که « چمران » کیست؟ هان !
هیچ می‌دانی بسیجی سر جداست
هیچ می‌دانی « دوعیجی » در کجاست؟
این صدای بوستانی پرپر است
این زبان سرخ نسلی بی‌سر است
تو چه می‌دانی که جای ما کجاست
تو چه می‌دانی خدای ما کجاست
با همانهایم که در دین غش زدند
ریشه اسلام را آتش زدند
با همانها کز هوس آویختند
زهر در جام خمینی ریختند
پای خندقها احد را ساختند
خون‌فروشی کرده خود را ساختند
باش تا یادی از آن دیرین کنیم
تلخ آن ابریق را شیرین کنیم
با خمینی جلوه ما دیگر است
او هزاران روح در یک پیکر است
ما زشور عاشقی آکنده‌ایم
ما به گرمای خمینی زنده‌ایم
گرچه در رنجیم، در بندیم ما
زیر پای او دماوندیم ما
سینه پرآهیم، اما آهنی
نسل یوسفهای بی‌پیراهنیم
ما از این بحریم، پاروها کجاست؟
این نشان ! پس نوش داروها کجاست؟
ای بسیجیها زمان را باد برد
تیشه‌ها را آخرین فرهاد برد
من غرور آخرین پروانه‌ام
با تمام دردها هم خانه‌ام
ای عبور لحظه‌ها دیگر شوید !
ای تمام نخلها بی‌سر شوید !
ای غروب خاک را آموخته !
چفیه‌ها ! ای چفیه‌های سوخته !
ای زمین ! ای رملها، ای ماسه‌ها
ای تگرگ تق‌تق قناصه‌ها
جمعی از ما بارها سر داده‌ایم
عده ای از ما برادر داده‌ایم
ما از آتشپاره‌ها پر ساختیم
در دهان مرگ سنگر ساختیم
زنده‌های کمتر از مردارها !
با شما هستم، غنیمت‌خوارها !
بذر هفتاد و دو آفت در شما
بردگان سکه ! لعنت بر شما
بار دنیا کاسه خمر شماست
باز هم شیطان اولی‌الامر شماست
با همانهایم که بعد از آن ولی
شوکران کردند در کام علی
باز آیا استخوانی در گلوست؟
باز آیا خار در چشمان اوست؟
ای شکوه رفته امشب بازگرد !
این سکوت مرده را در هم نورد
از نسیم شادی یاران بگو !
از « شکست حصر آبادان » بگو !
از شکستن از گسستن از یقین
از شکوه فتح در « فتح‌المبین »
از « شلمچه »، « فاو » از « بستان » بگو
ای شکوه رفته ! از « مهران » بگو !
از همانهایی که سر بر در زدند
روی فرش خون خود پرپر زدند
پهلوانانی که سهرابی شدند
از پلنگانی که مهتابی شدند
ای جماعت ! جنگ یک آیینه است
هفته تاریخ را آدینه است
لحظه ای از این همیشه بگذرید
اندر این آیینه خود را بنگرید.
« محمد حسین جعفریان »


[ شنبه 87/6/23 ] [ 1:5 صبح ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

شهید سید مرتضی آوینی
شهید سید مرتضی آوینی :
راز خون را جز شهدا در نمی یابند ، گردش خون در رگهای زندگی شیرین است ،
اما ریختن آن به پای
محبوب شیرین تر است و نگو شیرین ، بگو بسیار بسیار
شیرین تر است .
راز خون آنجاست که همه حیات به خون وابسته است ، اگر خون یعنی همه حیات ،
از ترک این
 وابستگی دشوارتر هیچ نیست ، پس بیشترین از آنِ کسی است که دست
به دشوارترین عمل بزند .



[ جمعه 87/6/15 ] [ 10:47 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]

سردار شهید رضا چراغیهمسر سردار شهید رضا چراغی می گوید :

روزی از « رضا » پرسیدم : تا به حال چند بار مجروح شدی ؟
تبسمی کرد و گفت : یازده بار ! و اگر خدا بخواهد به نیت
دوازده امام در مرتبه دوازدهم شهید می شوم .
او همانطور که وعده داده بود ، مدتی بعد در منطقه
« شرهانی » به وسیله ترکش خمپاره راه جاودانگی
را در پیش گرفت .

یادش گرامی و راهش پایدار باد


[ جمعه 87/6/8 ] [ 9:33 عصر ] [ سعید(یک بجا مانده) ] [ نظرات () ]
.: Weblog Themes By salehon :.

درباره وبلاگ

خورشید اینجا عشق اینجا گنج اینجاست/ مهمانسرای کربلای پنج اینجاست/ این خاک گلگون تکه ای از آسمان است/ اینجا عبادتگاه فوجی بی نشان است
موضوعات وب
طراح قالب
امکانات وب


بازدید امروز: 339
بازدید دیروز: 216
کل بازدیدها: 951935